آن ، وگنه كارى خانهء قلعهايست خوار كه نگه دارى ميكند أهل خود را ، ومنع نمىكند آفتى را از كسى كه پناه برد بسوى آن .
3622
انّ التّقوى في اليوم الحرز والجنة ، وفي غد الطّريق إلى الجنّة ، مسلكها واضح وسالكها رابح .
بدرستى كه پرهيزگارى در امروز حرز است وسپر است ، ودر فردا راه است بسوى بهشت ، محلّ سلوك آن آشكار است وسلوك كنندهء آن سودمند ، « حرز » تعويذ را گويند ومكان محكمى را نيز كه از براي حفظ چيزى باشد ، و « بودن پرهيزگارى در امروز حرز » بيكى از دو معنى مذكور و « همچنين سپر » باعتبار اين است كه پرهيزگارى اين كس را از بسيارى از آفات دنيوي نيز نگاه دارد ، و « در فردا راه است بسوى بهشت » يعنى ثمرهء دنيوي آن اين است كه حرز وسپر است وثمرهء أخروي آن اين است كه راه است بسوى بهشت ، وممكن است كه مراد اين باشد كه آن در دنيا حرز وسپريست كه نگاه دارد اين كس را از آنچه سبب آفت اخروى باشد وو در فردا سبب اين شود كه برود بسوى بهشت بىمانعى ، ومراد باين كه « محلّ سلوك آن آشكار است » اين است كه راه پرهيزگارى ظاهر وآشكار است ودر شريعت مقدّسه آنچه را خدا امر بآن فرموده وآنچه را نهى از آن نموده مبيّن شده پس راه پرهيزگارى كه بمعنى فرمانبردارى حق تعالى است واجتناب از عصيان أو راهى است واضح ، واشتباهى در آن نيست ، و « بودن رونده بآن راه سودمند » ظاهر است ، وممكن است كه ضمير « مسلكها » و « سالكها » راجع باشد به « طريق » كه نزديكتر است بآن ، نه به « پرهيزگارى » باعتبار اين كه « طريق » مذكّر ومؤنّث هر دو آمده بلكه تأنيث در آن غالب است حتّى اين كه شيخ محقّق شيخ زين الدّين رحمه اللّه در كتاب شرح لمعه از مذكّر آمدن آن غافل شده ودر ضمير مذكّر كه در متن راجع بآن شده ارتكاب تأويل نموده وبنا بر اين معنى اين باشد كه فردا راه رفتن بسوى بهشت از براي پرهيزگار آشكار خواهد بود ورونده بآن راه سودمند .