تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
أو را يا نيابد أو را ، ونه كسى كه گريزد از آن عاجز كند آن را باين كه نتواند يافت أو را بلكه هر جا كه رود از عقب أو رود ودريابد أو را .

3593

انّ في الموت لراحة لمن كان عبد شهوته وأسير اهويته لانّه كلّما طالت حياته كثرت سيّئاته وعظمت على نفسه جناياته . بدرستى كه در مرگ هر آينه آسايشى است از براي كسى كه بوده باشد بندهء خواهش خود ، وبردهء هواهاى خود از براي اين كه أو هر چند دراز شود زندگانى أو بسيار مىشود گناهان أو وبزرگ مىشود بر نفس أو جنايتهاى أو ، « جنايت كسى بر كسى » اين است كه بكشد أو را يا زخمى بزند بر آن يا مانند آن وچون هر گناهى كه آدمي ميكند وبال آن بر نفس اوست پس آن در حقيقت جنايتي است بر نفس أو پس باين اعتبار فرموده‌اند كه : « بزرگ مىشود جنايات أو بر نفس أو » وممكن است كه « على نفسه » متعلّق به « عظمت » باشد نه به [ جنايات ] ومعنى اين باشد كه بزرگ مىشود بر نفس أو گناهان أو ، ومراد به « بزرگ شدن بر نفس » بزرگ شدن گرانى وسنگينى آنها باشد .

3594

انّ اخسر النّاس صفقة واخيبهم سعيا رجل اخلق بدنه في طلب آماله ولم تساعده المقادير على ارادته فخرج من الدّنيا بحسراته وقدم على الآخرة بتعاته . بدرستى كه زيانكارترين مردم بحسب فروش ونوميدترين ايشان از روى سعى مردى است كه كهنه كرده باشد بدن خود را در طلب كردن اميدهاى خود ، ويارى نكرده باشد أو را تقديدات خدا بر وفق خواهش أو ، پس بيرون رفته باشد از دنيا با حسرتهاى خود ، ووارد شده باشد آخرت را با وبالهاى خود .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 570 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)