3595
انّ للمحن غايات لا بدّ من انقضائها فناموا لها إلى حين انقضائها فانّ اعمال الحيلة فيها قبل ذلك زيادة لها .
بدرستى كه از براي محنتها مدّتهاست كه ناچار است از گذشتن آنها پس بخوابيد از براي آنها تا هنگام گذشتن آنها ، پس بدرستى كه بكار بردن چاره در آنها پيش از آن زيادتى است مر آنها را ، مراد اين است كه گاه هست كه از براي محنتى مدّتى مقرّر شده كه ممكن نيست زوال آن محنت پيش از انقضاى آن مدّت ، پس در اين صورت بايد خوابيد از براي آن يعنى فارغ بود از سعى در رفع آن زيرا كه بكار بردن چاره وتدبير در آن سودى ندهد مگر اين كه تعب وزحمت آن هم زياد شود وپوشيده نيست كه اين در صورتي است كه اين كس داند كه محنت أو از اين قبيل است وحصول اين علم نادر است وظاهر اين است كه غرض آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه اظهار عذرى است از براي خود در سعى نكردن از براي دفع محنتها كه بآن حضرت رسيد از غصب حقوق أو ومانند آنها ، وبيان اين كه سبب سعى نكردن در چارهء آنها اين است كه ما مىدانيم كه مدّتى از براي آنها مقدّر شده كه ممكن نيست زوال آنها پيش از انقضاى آن مدّتها پس قبل از آن چاره وتدبير فايده ندارد بلكه باعث زيادتى تعب وزحمت گردد .
3596
انّ للمحن غايات وللغايات نهايات « 1 » فاصبروا لها حتّى تبلغ نهاياتها فالتّحرّك لها قبل انقضائها زيادة لها .
بدرستى كه از براي محنتها مدّتهاست ، واز براي مدّتها پايانهاست ، پس صبر كنيد از براي آنها تا برسند آن مدّتها بپايانهاى آنها ، پس حركت كردن از براي
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « نهايات » را هم منصوب وهم مرفوع ضبط كرده وبر روى آن كلمهء « معا » نوشته يعنى قرائت آن بهر دو وجه جايز است ، زيرا از قبيل عطف بر اسم « انّ » است بعد از گذشتن خبر آن ، واين قاعدهء مسلمهء نحويّه است چنانكه در حاشيهء صفحهء 552 بآن اشاره شد .