تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
پوشيده نيست كه اين در وقتي است كه وارث نداند كه أو آن را از ممرّ حرام تحصيل كرده واگر داند اين را بايد كه بصاحبان آن رساند ، واگر داند كه حرام است وصاحب آن را نداند ومأيوس باشد از دانستن آن بايد كه تصدّق كند از براي صاحب آن ، وممكن است كه مراد به « انفاق در راه خدا » در اين دو صورت خصوص اين باشد كه بصاحب آن داده شود يا تصدّق كند وبنا بر اين محتاج بتحقيقى نيست .

3590

انّ النّاس إلى صالح الأدب أحوج منهم إلى الفضّة والذّهب . بدرستى كه مردمان بسوى أدب نيكو محتاج‌ترند از ايشان بسوى نقره وطلا .

3591

انّ هذا القرآن هو النّاصح الّذى لا يغشّ « 1 » والهادي الّذى لا يضلّ والمحدّث الّذى لا يكذب . بدرستى كه اين قرآن ناصحى است يعنى پند گوئى است يا خالصى است كه غشّ نمىكند ، وهادئى است يعنى راهنمائى است يا رسانندهء است بحقّ كه گمراه نمىكند ، وسخنگويى است كه دروغ نمىگويد .

3592

انّ هذا الموت لطالب حثيث لا يفوته المقيم ولا يعجزه من هرب . بدرستى كه اين مرگ هر آينه جوينده‌ايست شتابان فوت نمىشود آن را أقامت كنندهء ، وعاجز نمىسازد آن را كسى كه بگريزد ، مراد اينست كه مرگ جوينده ايست شتابان هر كسى را بزودى دريابد وكسى از آن رهائى نيابد نه كسى كه بايستد واز آن نگريزد فوت شود آن را يعنى خلاصي يابد از آن باين كه رحم كند
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « يغشّ » را بكسر غين ضبط كرده در صورتي كه در كتب لغت آنرا از باب « نصر » ضبط كرده‌اند .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 569 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)