تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
اين است كه يارى كرده باشد أو را خدا بر اين كه مسلّط بر نفس خود باشد وأو را از هواها وهوسها منع كند وبر أطاعت وانقياد دارد ، و « شعار » چنانكه مكرّر مذكور شد جامهء را گويند كه ملاصق بدن وموى آن باشد ، ومراد به « گردانيدن اندوه شعار خود » اين است كه هميشه اندوهگين باشد از خوف احتمال بدى حال أو در آن نشأه ، وهرگز از آن اندوه وغم جدا نشود پس آن بمنزلهء شعار أو باشد ، و « گردانيدن ترس پيراهن خود » نيز بهمين معنى است وتوضيح آن است ، ومراد به « هدى » راه يافتن يا رسيدن بحقّ است چنانكه مكرّر مذكور شد ، ومراد به « آماده كردن مهمانى از براي روز أو كه فرود آيد باو » اينست كه توشهء روز رسيدن مرگ ورفتن بسفر آخرت را از براي خود آماده كرده باشد پس گويا از براي خود مهمانى در آن روز آماده كرده . اين بنا بر اينست كه « قرى » بكسر قاف خوانده شود وبمعنى مهمانى باشد ، وممكن است كه بفتح آن خوانده شود وبمعنى پشت باشد يعنى آماده كرده باشد از براي خود در آن روز پشتى يعنى پشتيبانى وچيزى كه بآن پشت أو قوى باشد از طاعات وعبادات .

3578

انّ القران ظاهره انيق وباطنه عميق لا تفنى عجائبه ولا تنقضى غرائبه ولا تكشف الظّلمات الّا به . بدرستى كه قرآن ظاهر آن نيكوى خوش آينده است ، وباطن آن عميق است ، زايل نمىشود عجايب آن ، وتمام نمىشود غرايب آن ، وگشوده نمىشود تاريكيها مگر بسبب آن ، مراد به « بودن باطن آن عميق » يعنى گو « 1 » اينست كه علوم ومعارف بسيار در باطن آن هست كه همه كس به آنها نتواند رسيد پس تشبيه شده بآبى
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « گو بفتح اوّل وسكون ثاني زمين پست ومغاك را گويند » ونيز گفته : « گود بفتح اوّل وسكون ثاني ودال أبجد بمعنى ( گو ) باشد كه جاى عميق وپست ومغاك باشد » .