تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
وبعضي آن را تجويز نمىكنند وبآن مرتبه كه برسد ساقط مىدانند وظاهر اين است كه اين در غير امام باشد وامّا امام پس منع وزجر بر أو واجب باشد بهر مرتبهء كه برسد وبنا بر اين آنچه در اين كلام معجز نظام وارد شده از ترجيح كسى كه انكار بشمشير كند محمول شود بنا بر مذهب فرقهء دوّم بر كسى كه از أهل آن باشد از پيغمبر يا امام ، ومخفى نيست كه اگر اكتفاى شخص اوّل بآن مرتبه باعتبار وجود شخصي ديگر باشد كه قيام بمرتبهء بعد از آن كند وجه ترجيح شخص دوّم بر أو ظاهر است واگر باعتبار يكى از دو احتمال اوّل باشد ترجيح شخص دوّم بر أو ممكن است كه باعتبار اين باشد كه أو بالفعل مرتكب كلفت ومشقّت قيام بمرتبهء بعد نشده وشخص دوّم مرتكب آن شده پس يقين اجر وثواب أو زيادة باشد هر چند أو نيز چنين باشد كه اگر قادر مىبود قيام بمرتبهء بعد مىنمود ، يا اين كه اگر آن شخص محتاج بزياد از آن مىبود أو بعمل مى آورد زيرا كه اين معنى باعث اين نمىشود كه اجر أو مثل كسى باشد كه بالفعل قيام بمرتبهء بعد كرده باشد بلكه نهايت مرتبه اين است كه چنين كسى را هم بسبب عزم وقصد أو بقيام بآن بر تقدير قدرت يا احتياج اجر وثوابي باشد واز اين لازم نمىآيد كه اجر وثواب أو مثل آن كسى باشد كه بالفعل قيام نمايد .

3577

انّ من احبّ العباد إلى اللّه عبدا اعانه على نفسه فاستشعر الحزن وتجلبب الخوف فزهر مصباح الهدى في قلبه واعدّ القرى ليومه النّازل به . بدرستى كه از دوست‌ترين بندگان بسوى خدا بنده‌ايست كه يارى كرده باشد أو را خدا بر نفس أو ، پس شعار خود گردانيده باشد اندوه را ، وپيراهن خود كرده باشد ترس را ، پس درخشيده باشد چراغ هدى در دل أو ، وآماده كرده باشد مهمانى را از براي روز أو كه فرود آيد باو ، مراد به « يارى كردن خدا أو را بر نفس أو »