كند در آن كه آيا آن بر اوست ؟ يعنى ضررى دارد بر أو يا از براي اوست ؟ يعنى نفعي دارد از براي أو پس اگر بيابد كه نفعي دارد از براي أو ، روان شود در آن وبكند آن را ، واگر بيابد كه ضررى دارد بر أو باز ، ايستد از آن .
3570
انّ العاقل من نظر في يومه لغده ، وسعى في فكاك نفسه ، وعمل لما لا بدّ له منه ولا محيص له عنه .
بدرستى كه عاقل كسى است كه نگاه كند در روز خود از براي فرداى خود وشتاب كند در خلاص كردن نفس خود وعمل كند از براي آنچه نيست چارهء أو را از آن ، ونه محلّ گذر كردنى أو را از آن ، مراد بآن سفر آخرت است كه نيست چارهء از رفتن بآن ونه گريز گاهى از آن ، پس عاقل از براي آن عمل كند يعنى كارى چند كند كه توشهء آن سفر أو باشد .
3571
انّ أولياء اللّه لا كثر النّاس له ذكرا ، وادومهم له شكرا ، وأعظمهم على بلائه صبرا .
بدرستى كه دوستان خدا هر آينه بيشترين مردماند مر أو را از روى ياد كردن ، ودايمترين ايشانند مر أو را بحسب شكر كردن ، وبزرگترين ايشانند بر بلاى أو از راه صبر نمودن ، يعنى ذكر وياد ايشان مر خدا را بيشتر از ساير مردم باشد ، وشكر ايشان مر أو را دائمتر باشد ، وصبر ايشان بر بلاى أو عظيمتر باشد .
3572
انّ خير المال ما كسب ثناء وشكرا ، وأوجب ثوابا واجرا .
بدرستى كه بهترين مال آنست كه فرآهم آورد ستايشى وشكري را ، وواجب سازد پاداش خير ومزدى را ، يعنى بكسى داده شود يا در مصرف خيرى صرف شود كه باعث ستايش وشكر آن كس ويا مردمى كه بر آن مطّلع شوند گردد وسبب ثواب ومزد شود از جانب حق تعالى ، ودر أكثر نسخهها « 1 » « اكسب » از باب افعال واقع
هامش
( 1 ) عبارت « ودر أكثر نسخهها » ( تا آخر ) فقط در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار است .