آنچه پيش فرستادهاند از براي خدا همان بكار مىآيد ، « پس پيش فرستيد » ظاهر اين است كه كلام آن حضرت است كه بعد از نقل سؤال ملائكة امر مىفرمايد مردم را باين كه پيش فرستيد بعضي از أموال خود را تا اين كه ذخيرة باشد از براي شما در آن نشأه ، وهمه را مگذاريد كه اگر چنين كنيد خواهد بود بر شما سنگينى يعنى گران وسنگين خواهد بود بر شما ، وباعث عذاب وعقاب يا نقص وپستى مرتبهء شما گردد .
3568
انّ الحازم من شغل نفسه بجهاد نفسه فاصلحها وحبسها عن اهويتها ولذّاتها فملكها ، وانّ للعاقل بنفسه عن الدّنيا وما فيها وأهلها شغلا .
بدرستى كه دور انديش كسى است كه مشغول سازد نفس خود را بجهاد كردن با نفس خود پس بصلاح آورد آن را ومنع كند آن را از خواهشهاى آن ولذّتهاى آن پس مالك شود آن را يعنى آن را فرمانبردار خود گرداند ، وبدرستى كه از براي عاقل بنفس خود از دنيا وآنچه در دنيا است وأهل آن مشغوليّتى است يعنى چندان مشغول نفس خود واصلاح آن است كه بسبب گرفتارى بآن نپردازد بدنيا وآنچه در دنياست وأهل دنيا .
3569
انّ النّاظر بالقلب العامل بالبصر يكون مبتدأ عمله ان ينظر عمله ، عليه أم له فإن كان له مضى فيه وان كان عليه وقف عنه .
بدرستى كه نگاه كننده بدل كار كننده ببصر ميباشد ابتداى كار أو اين كه نگاه كنه در كار خود كه آيا بر اوست يا از براي اوست ، پس اگر بوده باشد از براي أو روان شود در آن ، واگر بوده باشد بر أو بايستد از آن ، ظاهر اين است كه مراد به [ بصر ] نيز بينائى دل است ومراد اين است كه كسى كه نگاه كند در چيزها بدل وتأمّل كند در آنها وكار كند ببينائى دل ، واين بمنزلهء تأكيد سابق است ، « ابتداى كار أو اين است » يعنى بايد كه اين باشد كه نگاه كند در كارى كه ارادهء آن دارد وتفكّر