3555
انّ أمرنا صعب مستصعب خشن مخشوشن سرّ مستسرّ مقنّع لا يحمله الّا ملك مقرّب أو نبىّ مرسل أو مؤمن امتحن اللّه سبحانه قلبه للايمان .
بدرستى كه امر ما سخت سخت يافت شدهء درشت سخت درشت پنهان پوشيدهء پرده بر آن انداخته شده است ، بر نمىدارد آن را مگر فرشتهء مقرّبى يا پيغمبر مرسلى يا مؤمني كه گنجايش داده باشد خداى سبحانه دل أو را از براي ايمان . ظاهر اين است كه مراد به « أمر ايشان » حال وشأن ايشان باشد چنانكه در شرح فقرهء سابق سابق اوّلا مذكور شد ، وممكن است كه مراد بعضي از أحاديث متشابههء ايشان باشد چنانكه آخر در آنجا مذكور شد و « درشت بسيار درشت » تأكيد « صعب مستصعب » است يعنى رسيدن بكنه آن وفهم وقبول آن دشوار بسيار دشوار است و « سرّ مستسرّ مقنّع » نيز تأكيد آنهاست يعنى پنهان وپوشيده است از ادراك مردم ونيافتهاند آن را وگوئيا پردهء بر آن انداخته شده ، و « مرسل » پيغمبرى را گويند كه كتابي يا ديني تازه باو فرستاده باشند ، وممكن است كه مراد بآن مطلق فرستاده شده باشد يعنى فرستاده شده از جانب خدا ، وبنا بر اين تأكيد پيغمبر باشد وبنا بر اوّل تخصيص آن .
3556
انّ مع كلّ انسان ملكين يحفظانه فإذا جاء اجله خليّا بينه وبينه وانّ الاجل لجنّة حصينة .
بدرستى كه با هر آدمي دو فرشتهاند كه نگاهدارى ميكنند أو را ، پس هر گاه بيايد اجل أو وامىگذارند ميانهء أو وميانهء اجل أو ، وبدرستى كه اجل هر آينه سپرى است نگاهدارنده ، « اجل » مرگ را گويند ومدّت زمان زندگانى را نيز گويند واجل اوّل در اين فقرهء مباركه بمعنى اوّل است ودوّم بمعنى دوّم است ، و « بودن اجل بآن معنى سپرى نگاهدارنده » باعتبار اين است كه هرگاه زماني از براي زندگانى