تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
صلوات اللّه وسلامه عليه پس فرمود : واللّه اگر مىدانست أبو ذر آنچه را در دل سلمان بود مىكشت أو را ، وهر آينه بتحقيق كه عقد برادرى بسته بود رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله ميانهء ايشان ، پس چيست گمان شما بساير خلق ؟ ! بدرستى كه علم علما سخت سخت يافته شده است ، بر نمىدارد آن را مگر پيغمبر مرسلى يا فرشتهء مقرّبى يا بندهء مؤمني كه گنجايش داده باشد خدا دل أو را از براي ايمان . وفرمود كه : وبدرستى كه نگرديده بود سلمان از علماء مگر از براي اين كه مردى بود از ما أهل بيت پس از براي اين نسبت دادم أو را بسوى علما ، زيرا كه ظاهر اين حديث شريف اين است كه در علوم علما يعنى أهل بيت عليهم السّلام وبعضي كه ملحق بايشان شدند باعتبار كمال معرفت وعلم مثل حضرت سلمان كه در شأن أو وارد شده كه : سلمان از ما أهل بيت است ، علمي چند است كه بر نمىدارد آنها را مگر پيغمبر مرسلى يا فرشتهء مقرّبى يا بندهء مؤمني كه گنجايش داده باشد خدا دل أو را از براي ايمان . ومراد به « بر نداشتن غير جماعت مذكوره آنها را » يا اين است كه نمىفهمند آن را ونمىتوانند بكنه حقيقت آن رسند بلكه آن را كفر مىدانند وبآن اعتبار فرموده‌اند كه : اگر أبو ذر مىدانست آنچه را در دل سلمان بود مىكشت أو را ، يعنى اگر مطّلع مىشد بر بعضي عقايد أو مىكشت أو را بسبب اين كه عقل أو بحقيقت آنها نمىتوانست رسيد ، وآنچه را مىفهميد از آنها بد وكفر مىدانست وصاحب آن عقايد را مستحقّ قتل مىدانست پس مىكشت أو را ، ويا اين كه غير ايشان تاب تحمّل آن علوم نمىآورند وحوصلهء آن ندارند وبنا بر اين مراد به آن كه « اگر مىدانست أبو ذر آنچه را در دل سلمان بود مىكشت أو را » اين باشد كه أبو ذر تاب آن علوم نمىآورد وآن علوم مىكشت أو را باعتبار اين كه حوصلهء أو طاقت آنها را نداشت نه اين كه أبو ذر سلمان را مىكشت چنانكه در معنى اوّل مذكور شد . واما آنچه روايت كرده در كتاب مذكور از حضرت امام همام امام محمد باقر صلوات اللّه وسلامه عليه كه فرموده : كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله فرموده : بدرستى كه حديث آل محمّد سخت سخت