3552
انّ أولياء اللّه تعالى كلّ مستقرب اجله مكذّب امله كثير عمله قليل زلله .
بدرستى كه دوستان خدا هر كسى است كه نزديك شمارنده باشد اجل خود را ، تكذيب كننده باشد اميد خود را ، بسيار باشد عمل خير أو ، كم باشد لغزش أو ، مراد به « نزديك شمردن اجل » اين است كه عمل كند عمل كسى كه اعتقاد نزديكى اجل خود داشته باشد باين كه كمال اهتمام كند در كردن طاعات وباز ايستادن از معاصي وروا ندارد تسويف وتأخير خيرات را ، يا اين كه در واقع نزديك داند باعتبار اين كه هر چند طول بكشد در واقع نزديك است وبآن اعتبار همواره مشغول گردد بطاعات ومنع كند خود را از معاصي ، وممكن است كه كناية باشد از اين كه اميدهاى دور ودراز از براي خود قرار ندهد ، وهر لحظه احتمال رسيدن اجل دهد ومنتظر رسيدن آن باشد ، ومراد به « تكذيب كردن اميد » اين است كه آن را دروغگو داند يعنى داند كه أكثر اميدها دروغ باشد وبعمل نيايد پس از پى آن نبايد رفت .
3553
انّ أمرنا صعب مستصعب لا يحتمله الّا عبد امتحن اللّه قلبه للايمان ولا يعى حديثنا الّا صدور أمينة وأحلام رزينة .
بدرستى كه امر ما سخت سخت يافت شده است ، وممكن است كه « مستصعب » بكسر عين بصيغهء فاعل خوانده شود كه بمعنى صعب باشد وتأكيد باشد ، بر نمىدارد آن را مگر بندهء كه آزموده باشد خدا دل أو را از براي ايمان ، وحفظ نمىكند حديث ما را مگر سينههاى استوار وعقلهاى با آرام ووقار ، مراد به « ما » ائمّه صلوات اللّه عليهم أجمعين است ، ومراد به « امر ايشان » ممكن است كه حال وشأن ورتبه ومنزلت ايشان باشد ومراد اين باشد كه آن امريست كه سخت است در واقع وسخت يافتهاند آن را مردم ودشوار مىشمارند وقبول نمىكنند ، و « بر نمىدارد آن را » يعنى قبول