زيركان نزد تقصير كردن ناتوانان ، يعنى هر گاه ناتوانان كه ناتوان باشند از غلبه بر هوى وهوس خود تقصير كنند در أطاعت حق تعالى وفرمانبردارى أو در آن وقت أطاعت وفرمانبردارى حق تعالى غنيمتى است كه زيركان آن را برند ومخصوص ايشان باشد ، زيرا كه عاقل زيرك فريب هوى وهوس نخورد وهر چند آنها در أو قوى باشد عقل وزيركى أو غلبه كند بر آنها وملازم أطاعت وفرمانبردارى باشد وغرض مدح عقل وزيركى است وبيان فضيلت آن ، وممكن است مراد اين باشد كه حق تعالى ثواب أطاعت در آن وقت ناتوانان را كه أطاعت نكنند بزيركانى كه أطاعت كنند تفضّل كند واين غنيمتى باشد از براي ايشان واللّه تعالى يعلم .
3520
انّ النّار لا ينقصها ما اخذ منها ولكن يخمدها ان لا تجد حطبا ، وكذلك العلم لا يفنيه الاقتباس لكن بخل الحاملين له سبب عدمه .
بدرستى كه آتش كم نمىكند آن را آنچه فرا گرفته شود از آن وليكن خاموش ميكند آن را اين كه نيابى يا نيابد چوبى ، وهمچنين علم فانى نمىكند آن را فرا گرفتن ليكن بخيلى نمودن جمعى كه حامل باشند مر آن را سبب ناياب شدن آن است ، مراد اينست كه علم بمنزلهء آتش است وچنانكه هر گاه از آتش چيزى فرا گيرند مثل اين كه از چراغى چراغى روشن كنند چيزى از آن كم نمىشود ليكن خاموش مىگرداند آن را اين كه نيابى تو يا نيابد آتش چوبى ديگر كه روشن شود بآن وباين نحو هميشه باقي ماند ، همچنين علم فانى نمىكند آن را استفاده نمودن آن وفرا گرفتن از آن وليكن بخيلى نمودن حاملان آن كه علما باشند سبب ناياب شدن آن مىشود ، زيرا كه اگر بخيلى كنند وبديگرى تعليم نكنند مادّهء ديگر از براي آن بهم نمىرسد پس بمعدوم شدن ايشان آن نيز معدوم شود مانند آتشى كه چوب ديگر نباشد كه از آن روشن شود ، چه هرگاه آن چوب كه آتش گرفته بود بسوزد وفانى شود