3514
انّ أهل الجنّة ليتراءون منازل شيعتنا كما يتراءى الرّجل منكم الكواكب في أفق السّماء .
بدرستى كه أهل بهشت هر آينه نظر ميكنند در منزلهاى شيعيان ما چنانكه نظر ميكند مرد از شما در ستارهها در أفق آسمان ، مراد اينست كه منزلهاى شيعيان ائمّه صلوات اللّه عليهم أجمعين يعنى پيروان ايشان در اعلاى مراتب بهشت خواهد بود كه ساير أهل بهشت نظر در آنها كنند مانند نظر ما بسوى ستارهها كه در أفق آسمان باشند ، و « أفق » بمعنى كنار است يا آنچه ظاهر باشد از نواحي آسمان .
3515
انّ انصح النّاس انصحهم لنفسه وأطوعهم لربّه .
بدرستى كه صافترين مردم كسيست كه صافترين ايشان باشد از براي نفس خود وأطاعت كنندهترين ايشان است مر پروردگار خود را ، اين بمنزلهء بيان سابق است چه هرگاه أطاعت كنندهتر باشد مر پروردگار خود را يقين صافتر باشد از براي نفس خود .
3516
انّ اغشّ النّاس اغشّهم لنفسه واعصاهم لربّه .
بدرستى كه ناصافترين مردم ناصافترين ايشانست از براي نفس خود ، وعصيان كنندهترين ايشانست مر پروردگار خود را ، اين نيز بمنزلهء تأكيد سابق است زيرا كه كسى كه عصيان كنندهتر باشد مر پروردگار خود را يقين ناصافتر باشد با خود ، وبناى اين دو فقره بر اينست كه ناصاف بودن با ديگران در حقيقت ناصاف بودن با خود است ، زيرا كه ضرر آن بر خود بيشتر مىرسد از ضرر بديگران پس صافترين مردم على الاطلاق كسى است كه صافتر باشد با نفس خود ، وهمچنين ناصافترين ايشان على الاطلاق كسى است كه ناصافتر باشد با خود وكارى كند كه ضرر باو داشته باشد .