عطا كرده باشيد بسائل پس بتحقيق كه آن برابرى نمىكند با قدر سؤال ، مراد اين است كه سؤال وطلب چيزى كردن وآبرو ريختن امريست بغايت دشوار ، وخفّت وذلّت آن زياد است از عطا يعنى از اين كه عطائي كه باو مىشود تلافى وتدارك آن كند پس آنچه را بطلب كننده دهيد زياد نشماريد زيرا كه هر قدر كه باشد برابرى نكند با خفّت وذلّتى كه أو بر خود گذاشته بسبب آن طلب .
3497
انّ اليسير من اللّه سبحانه لاكرم من الكثير من خلقه .
بدرستى كه اندك از خدا - كه پاك است أو - هر آينه گرامى تر است از بسيار از خلق أو ، مراد اين است كه كارى بايد كرد كه مزد آن را حقّ تعالى بدهد نه كارى كه مزد آن را خلق بدهد زيرا كه آنچه حق تعالى بدهد هر چند اندك باشد گرامىتر است از آنچه خلق بدهد هر چند بسيار باشد زيرا كه آنچه خداى عزّ وجلّ بدهد در آن شائبهء شبهه ومؤاخذه ومانند آن نباشد وبىخفّت وذلّت باشد بخلاف آنچه خلق دهد ، وأيضا مزد حق تعالى باقي ودائم باشد بخلاف مزد ديگران .
3498
انّ دعوة المظلوم مجابة عند اللّه سبحانه لانّه يطلب حقّه واللّه تعالى اعدل ان يمنع ذاحقّ حقّه .
بدرستى كه نفرين ستم كرده شده مستجاب است نزد خدا - كه پاك است أو - از براي آنكه أو طلب ميكند حقّ خود را وخدا - كه بلند مرتبه است - عادلتر است از اين كه منع كند صاحب حقّى را از حقّ أو وندهد آن را باو .
3499
انّ غاية تنقصها اللّحظة وتهدمها السّاعة لحريّة بقصر « 1 » المدّة .
بدرستى كه زماني كه كم كند آن را هر چشم بر هم زدن وفرود آورد آن را هر
هامش
( 1 ) كذا بخطّ الشارح ( ره ) وگويا « قصر » بكسر قاف وفتح صاد بهتر باشد .