ساعت هر آينه سزاوار است بكوتاهى مدّت ، مراد زمان عمر است يا تمام زمان بقاى دنيا ، واين كه آن هر گاه بهر چشم بر هم زدني وهر ساعتي كم شود ونقصان پذيرد پس هر قدر كه باشد در اندك فرصتى زائل وفانى گردد پس حريص از براي دنيا نبايد بود واهتمام از براي اصلاح حال آخرت بايد داشت كه پاينده ومستدام است .
3500
انّ قادما يقدم بالفوز أو الشّقوة لمستحقّ لافضل العدّة .
بدرستى كه آيندهء كه بيايد بفيروزى يا بدبختى هر آينه مستحقّ است مرا فزونتر تهيّه كرده شده را ، مراد مرگ است كه آمدن آن يقيني است وخواهد آمد با فيروزى ونيكبختى يا شقاوت وبدبختى ، پس بايد تهيّهء آن گرفت كه با نيكبختى بيايد نه بدبختى .
3501
انّ غائبا يحدوه الجديدان اللّيل والنّهار لحرى بسرعة الاوبة .
بدرستى كه غائبى كه ميراند آن را دو تازه شونده كه شب وروز باشند هر آينه سزاوار است بتندى بازگشت ، مراد مرگ است يا قيامت چه هر يك از آنها هر چند غائب است از اين كس چون شب وروز كه هر شب وروز تازه ميشوند ميرانند آنها را « 1 » ومىآورند پس زود رجوع خواهند كرد يعنى خواهند آمد مانند غايبى كه بازگشت كند پس تهيّهء آن را بايد گرفت وبسبب غيبت آن فريب نشايد خورد ، وممكن است كه « يحدوه » بمعنى « ميرانند » نباشد بلكه بمعنى « حدى مىخوانند » باشد و « حدى » خوانند گئى را گويند كه عربان ميكنند از براي شتر از براي اين كه تند برود وتشبيه شده باشد « آوردن شب وروز آن را بشتاب » براندن كسى شتر را وحدى خواندن از براي آن تا اين كه زود برود .
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار عبارت متن را خطّ زده واين طور نوشته :
« وميرانند آنها أو را پس زود رجوع خواهد كرد يعنى خواهد آمد » .