تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
بدرستى كه مؤمن داخل شام نشود وداخل صباح نگردد مگر اين كه نفس أو ظنون باشد نزد أو پس هميشه عتاب كننده وعيب كننده باشد آن را ، وطلب كننده باشد زيادتى وافزونى را از براي آن ، « ظنون » يعنى گمان زده ومحلّ تهمت يا ضعيف وكم شرم ، ومراد اين است كه مؤمن بايد هميشه بدگمان باشد بنفس خود وناقص داند آن را ، وعتاب كند با آن وعيب كند آن را ، وطلب اين كند كه زيادتر وافزونتر گردد مرتبهء آن ، يا اين كه مؤمن كامل هميشه چنين است .

3494

انّ النّفس لجوهرة ثمينة من صانها رفعها ومن ابتذلها وضعها . بدرستى كه نفس گوهرى است گرانبها هركه نگاهدارى كند آن را بلند گرداند آن را ، وهر كه نگاهدارى نكند آن را پست گرداند آن را ، مراد به « نگاهدارى آن » تربيت آن است ومشغول نمودن آن بتحصيل وفضائل وكمالات ومنع آن از اقتناء صفات نكوهيده وافعال ناپسنديده .

3495

انّ الكفّ عند حيرة الضّلال خير من ركوب الأهوال . بدرستى كه باز ايستادن نزد حيرانى گمراهى بهتر است از مرتكب شدن هولها ، غرض اين است كه هر گاه كسى كه در امرى حيران باشد وراه راست را نداند توقف كند در آن وبهيچ راه نرود بهتر است از اين كه براهى بي حجّتى وبرهاني برود وخود را در معرض هولها وفتنه‌ها اندازد .

3496

انّ قدر السؤال أكثر من قيمة النّوال فلا تستكثروا ما أعطيتموه فانّه لن يوازى قدر السؤال . بدرستى كه قدر سؤال زيادة است از قيمت عطا ، پس بسيار نشماريد آنچه را