وآمادهء آن بايد شد .
3504
انّ ما تقدّم من خير يكن لك ذخره وما تؤخّره يكن لغيرك خيره .
بدرستى كه آنچه پيش فرستى از كار خيرى خواهد بود از براي تو ذخيرهء آن ، وآنچه پس اندازى آن را خواهد بود از براي غير تو خير آن ، مراد به « ذخيرهء آن » ثواب آنست كه از براي أو ذخيرة شود ، وممكن است كه « ذخر » بمعنى چيزى كه ذخيرة شده باشد نباشد بلكه بمعنى ذخيرة كردن باشد ومعنى اين باشد كه خواهد بود از براي تو ذخيرة كردن آن ، يعنى مىتوانى آن را از براي خود ذخيرة نمود ، و « هر چه را پس اندازى وصرف نكنى خواهد بود از براي غير تو خير آن » يعنى اگر خيرى باشد در آن باين كه صرف شود در مصرف خيرى خواهد بود خير آن از براي غير تو كه صرف كرده آنرا در آن ، وممكن است كه مراد به « خير » مطلق تمتّع وبهره يافتن بآن باشد هر چند خير اخروى نباشد .
3505
انّ للنّاس عيوبا فلا تكشف ما غاب عنك فانّ اللّه سبحانه يحكم « 1 » عليها واستر العورة ما استطعت يستر اللّه سبحانه ما تحبّ ستره .
بدرستى كه از براي مردم عيبها باشد پس آشكارا مكن تو آنچه را پنهان باشد از تو پس بتحقيق كه خدا - كه پاك است أو - حكم ميكند « 2 » بر آنها ، وبپوشان عورت را
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار « يحكم » را پاك كرده و « يحلم » بلام نوشته .
( 2 ) در نسخه كتابخانهء مدرسهء سپهسالار بجاى عبارت ميان دو قلاب چنين نوشته شده است : « خداى سبحانه حلم ميكند بر آن ورسوا نمىكند أو را بسبب آن ، تو نيز چنين كن » .