آن را سركشى ميكند باو بسوى گناهان ، مراد به « واگذاشتن آن » أطاعت كردن آن است ومجاهده نكردن با آن ، و « سركشى ميكند باو » يعنى غلبه ميكند بر أو ومىبرد أو را بسوى گناهان مانند اسبى كه غلبه كند بر سوار خود وآنرا نگاه نتواند داشت وهر جا كه خواهد ببرد .
3490
انّ نفسك لخدوع ان تثق بها يقتدك الشّيطان إلى ارتكاب المحارم .
بدرستى كه نفس تو بسيار فريب دهنده است اگر اعتماد كنى بآن مىكشد ترا شيطان بسوى ارتكاب حرامها .
3491
انّ النّفس لامّارة بالسّوء والفحشاء فمن ايتمنها خانته ، ومن استنام إليها أهلكته ، ومن رضى عنها أوردته شرّ الموارد .
بدرستى كه نفس بسيار امر كننده است ببدى وافعال قبيح پس هر كه امين گرداند آنرا خيانت كند آن با أو ، وهر كه آرام بگيرد بسوى آن ومطمئنّ گردد بآن هلاك گرداند آن أو را ، وهر كه خشنود گردد از آن فرود آورد آن أو را ببدترين جايگاههاى فرود آمدن .
3492
إنّ مقابلة الإساءة بالاحسان وتغمّد الجرائم بالغفران لمن أحسن الفضائل وأفضل المحامد .
بدرستى كه در برابر انداختن بدى باحسان ، وپوشيدن گناهان بعفو ودر گذشتن هر آينه از بهترين افزونيها وافزونترين صفات ستوده است .
3493
انّ المؤمن لا يمسى ولا يصبح الّا ونفسه ظنون عنده فلا يزال زاريا عليها ومستزيدا لها .