كه : نيست از پيچيدن رگى ونه رسيدن سنگى ونه لغزيدن قدمي ونه خراشيدن چوبى مگر بسبب گناهى وهر آينه آنچه عفو ميكند خدا بيشتر است پس هر كه تعجيل كند خدا عقوبت گناه أو را در دنيا پس بدرستى كه خدا بزرگتر وگرامىتر است از اين كه برگردد در عقوبت أو در آخرت ، وممكن است كه مراد به « وضع عقاب » قرار دادن آن باشد ومراد به « عقاب » عقاب در دنيا باشد وبه « نقمت » انتقام در آخرت ، ومعنى اين باشد كه : خداى سبحانه قرار داده است عقوبتهاى دنيوي را بر نافرمانيهاى أو از بندگان زيادة از انتقام اخروى أو يعنى در مكافات أكثر گناهان بآزارها كه در دنيا باين كس برسد اكتفا ميكند وآنچه انتقام آنها را در آخرت بكشد كمتر است از آنها ، نهايت پوشيده نيست كه بنا بر هر دو وجه لفظ « لعباده » بعد از « زيادة » خالى از ناخوشى نيست وظاهرتر اين بود كه قبل از آن واقع شود بلكه بنا بر وجه اوّل ظاهرتر اين بود كه با وجود تقديم مذكور لام بدل شود بلفظ « عن » چه شايع اين است كه : « فلان ساقط شده از فلان » نه [ از براي فلان ] مگر اين كه غرض تصريح باين باشد كه اين زيادة كه ساقط شده يا قرار شده از براي محض نفع بندگان است ، وممكن است كه « زيادة » بزاء سهوى از نسّاخ باشد وصحيح بذال باشد ومعنى اين باشد كه : خداى سبحانه قرار داده عقاب دنيوي را بر نافرمانيهاى خود از براي راندان بندگان خود يا منع ودفع ايشان از انتقام اخروى خود يعنى آزارهاى دنيوي را قرار داده تا بسبب آنها جمعى از انتقام اخروى خلاص شوند ودر مكافات ايشان بآزارهاى دنيوي اكتفا شود ، يا معنى اين باشد كه قرار دادن عقاب بر نافرمانيها از براي راندن بندگان است يا دفع ومنع ايشان از آنچه سبب انتقام أو مىشود يعنى غرض مجرّد همين است كه ايشان مرتكب آنها نشوند از براي اين كه صلاح حال ايشان در ارتكاب آنها نيست بسبب قبح وزشتى آنها نه اين كه در آن مصلحتى از براي خود ملاحظه فرموده باشد ، اين است احتمالاتى كه بخاطر فاتر رسيد در حلّ اين كلام شريف وهيچ يك از وجوه مذكوره خالى از دورئى نيست وبعد از اين كه
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 518
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥١٨