از توانگرى ، وعدل كند از توانائى ، يعنى بردبارى كند با وجود توانائى وقدرت بر انتقام و « زاهد باشد از توانگرى » يعنى بىرغبت باشد در دنيا وپرداختن أمور ومهمّات آن با وجود توانگرى وقدرت بر اشتغال به آنها ، يا بي رغبت باشد در توانگرى وخواهش آن نداشته باشد وسعى نكند از براي تحصيل آن و « عدل كند از توانايى » يعنى عدل كند نسبت بنفس خود باين كه هر گاه ديگرى را بر أو حقّ باشد حقّ أو را ادا نمايد با وجود قدرت بر منع أو وندادن حقّ أو .
3478
انّ كرم اللّه سبحانه لا ينقض حكمته فلذلك لا يقع الإجابة في كلّ دعوة .
بدرستى كه كرم خدا كه - پاك است أو - خراب نمىكند وبرهم نمىزند حكمت أو را ، پس بسبب اين است كه واقع نمىشود أجابت در هر دعائي يعنى حق تعالى نهايت كرم دارد وقادر است بر اين كه هر چه دعا كنند واز أو بطلبند بر آورد وبدهد نهايت در هر كار رعايت حكمت ومصلحت ميكند ودر هرچه مصلحت نباشد نمىكند ، واين كه بعضي دعاها مستجاب نمىشود باعتبار اين است كه مصلحت در أجابت آن نيست نه از راه كوتاهى در كرم أو تعالى شأنه .
3479
انّ للا إله الّا اللّه شروطا وإنّى وذرّيتى من شروطها .
بدرستى كه از براي « لا اله الّا اللّه » شرطهاست وبدرستى كه من وذرّيّت من از شرطهاى آنيم كه ممكن است كه مراد اين باشد كه شرط أصل قبول گفتن « لا إله الّا اللّه » وصحّت آن اعتقاد بامامت من وائمّهء طاهرين از أولاد من است پس هر كه اخلال كند بآن كلمهء توحيد أو مقبول نيست وكافر است چنانكه مذهب بعضي از علماى ماست يا اين كه چندان نفعي از براي أو ندارد وباعث رستگارى أو نشود هر چند احكام كافر مثل نجاست ومانند آن بر أو جارى نشود ، وممكن است كه مراد اين باشد كه آنچه وارد شده از فضايل اين كلمهء طيّبه واجر وثواب آن مثل اين كه بطرق