باعتبار اين است كه ايمان در أكثر مردم بشنيدن اخبار وآثار حاصل مىشود پس راه آن گوشهاست وكسى كه ايمان أو بمشاهدهء معجزه از نبي يا امام حاصل شود باز ناچار است از شنيدن دعوى نبوّت يا امامت از أو وآن بگوشها مىشود پس گوشها را در آن نيز راهى باشد .
3473
انّ لأنفسكم أثمانا فلا تبيعوها إلّا بالجنّة .
بدرستى كه از براي نفسهاى شما بهاهاست پس مفروشيد آنها را مگر ببهشت ، مراد اينست كه آدمي نفس خود را بهر كارى كه مشغول سازد وعمر خود را در آن صرف نمايد آنچه از براي أو بسبب آن حاصل شود آن بمنزلهء بها وقيمت نفس وعمر اوست ، پس بايد كه نفس خود را نفروخت مگر ببهشت ومشغول نساخت مگر بكارى كه سبب دخول در آن شود ، زيرا كه [ هر گاه « 1 » ببهشت توان فروخت آن را چنانكه حقّ تعالى در قرآن مجيد فرموده :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
بدرستى كه خدا خريد از مؤمنان نفسهاى ايشان ومالهاى ايشان را باين كه بوده باشد از براي ايشان بهشت ، پس ظاهر است ] كه بغير بهشت چيزى نيست كه شايستهء اين باشد كه بها وقيمت جان وعمر آدمي تواند شد ومراد ببهشت بهشت است وآنچه موقوف باشد بر استحقاق آن ودخول در آن از رضا وخشنودى حق تعالى وقرب ومنزلت روحاني بدرگاه أو ، پس كسى توهّم نكند كه آنها بالاترست از بهشت ونعمتهاى آن پس فروختن نفس به آنها أولى است از فروختن ببهشت .
3474
انّ من باع نفسه بغير الجنّة فقد عظمت عليه المحنة .
بدرستى كه كسى كه بفروشد نفس خود را بغير بهشت پس بتحقيق كه بزرگ شود
هامش
( 1 ) از جملهء « هرگاه » تا « ظاهر است » كه در ميان دو قلّاب گذاشته شده است تنها در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار ضبط شده است .