تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧

3458

انّ الأمور إذا تشابهت اعتبر آخرها باوّلها . بدرستى كه كارها هر گاه مانند يكديگر باشند اعتبار كرده مىشود آخر آنها بأوّل آنها يعنى بايد كه بأوّل آنها پند گرفت از براي آخر آنها ، پس از هر كارى كه در اوّل سود ديده باشند رغبت كنند در كردن مانند آن ، واز هر كار كه ضرر ديده باشند اجتناب كنند از مثل آن .

3459

انّ الليل والنّهار مسرعان في هدم الاعمار . بدرستى كه شب وروز شتابانند در فرود آوردن عمرها ، مراد اين است كه اعتماد بر عمر نتوان كرد در اندك فرصتى شب وروز آن را خراب سازند ، وبايد دانست كه هر شب وروز از عمر مىرود پس آن را ضايع نبايد كرد .

3460

انّ في كلّ شيء موعظة وعبرة لذوي الّلّب والاعتبار . بدرستى كه در هر چيزى نصيحت وپندى است از براي صاحبان عقل وپند پذيرائى ، يعنى هر كه را عقلي باشد وپند پذيرد در هر چه تأمّل وتفكّر كند از براي أو در آن موعظه وعبرتي باشد كه بسبب آن معرفتي حاصل كند يا رغبت در كار خيرى يا انزجار از فعل بدى .

3461

انّ ماضي يومك منتقل وبانيه متّهم فاغتنم وقتك بالعمل . بدرستى كه گذشتهء روز تو انتقال كننده است يعنى انتقال كرده ورفته ، وباقي ماندهء آن تهمت زده شده است يعنى يقيني نيست ببودن آنها گاه باشد چيزى باقي نمانده باشد پس غنيمت شمر وقتي را كه در آنى بعمل يعنى باين كه عمل خيرى بكنى در آن .

3462

انّ ماضي عمرك اجل وآتيه امل والوقت عمل . بدرستى كه گذشتهء عمر تو وعده‌ايست بسر آمده وآيندهء آن اميديست ووقتي كه در آنى عمل است ، مراد اين است كه وقت عمل خير در هر وقت همان وقت را دان ، زيرا كه