3447
انّ اللّه سبحانه عند اضمار كلّ مضمر وقول كلّ قائل وعمل كلّ عامل .
بدرستى كه خدا - كه پاك است أو - نزد اضمار هر اضمار كننده ايست ، وگفتار هر گويندهء ، وكردار هر كنندهء ، « اضمار » اين است كه كسى چيزى را در دل پنهان كند ونيّت وقصد آن داشته باشد واظهار آن نكرده باشد ، ومراد اينست كه : حق تعالى عالم وداناست به هر چه اين كس در خاطر داشته باشد هر چند أصلا اظهار آن نكرده باشد وهمچنين به هر چه گويد يا كند پس در همهء آنها بايد ملاحظهء اين كرد كه امرى نباشد كه حقّ تعالى آن را خوب نداند .
3448
انّ الزّهد في ولاية الظّالم بقدر الرّغبة في ولاية العادل .
بدرستى كه بي رغبتي در حكومت ستمكار باندازهء رغبت است در حكومت عادل ، يعنى مردم بقدر آنچه رغبت دارند بحكومت حاكم عادل وخواهان آنند بآن قدر بي رغبتاند در حكومت حاكم ظالم وگريزانند از آن ، پس هر حاكمى كه خواهد ميل مردم را بسوى أو ، ورغبت وخواهش ايشان را در أطاعت وفرمانبردارى أو ، بايد كه عدل كند ، وممكن است كه مراد اين باشد كه بىرغبتى در حكومت از جانب پادشاه ستمكار بايد كه بقدر رغبت در حكومت از جانب پادشاه عادل باشد وبقدر آنچه حكومت از جانب عادل خوب است حكومت از جانب ظالم بد است .
3449
انّ هذه القلوب أوعية فخيرها أوعاها للخير .
بدرستى كه اين دلها ظرفهايند پس بهترين آنها نگاهدارندهترين يا جمع كنندهترين آنهاست مر خير را ، يعنى غرض از خلق دلها اين است كه ظروفى باشند از براي علوم ومعارف وقصدها وانديشهها ، پس بهترين آنها آنست كه جمع كنندهتر ونگاهدارندهتر باشد مر خير را ، يعنى علوم ومعارف حقّه وقصدها ونيّتهاى خير را .
3450
انّ هذه الّطبائع متباينة وخيرها ابعدها من الّشرّ .
بدرستى كه اين خصلتها وخويها جدا وممتازند از يكديگر وبهترين آنها دورتر آنهاست از بدى .