آن در أعلى مراتب نيكوئى است اين نيز در أعلى مراتب زشتى است .
3444
انّ الزّهد في الجهل بقدر الرّغبة في العقل .
بدرستى كه بىرغبتى در جهل وناداني باندازهء رغبت است در عقل ودريافت ، يعنى بقدر آنچه رغبت بآن نيكوست وبايد داشت بي رغبتي باين نيكو است وبايد داشت .
3445
انّ اليوم عمل ولا حساب وغدا حساب لا عمل .
بدرستى كه امروز عمل است وحسابي نيست ، وفردا حساب است وعملي نيست ، پس تا هنگام عمل است بايد عملي كرد كه فردا از عهدهء حساب آن توان بر آمد زيرا كه در آن وقت ديگر تداركي نتوان كرد .
3446
انّ جدّ الدّنيا هزل ، وعزّها ذلّ ، وعلوها سفل .
بدرستى كه جدّ دنيا بازى است ، وعزّت آن خوارى است ، وبلند آن پست است ، « جدّ » مقابل بازى است ومراد اين است كه آنچه از أمور دنيا بجدّ واقع مىشود نه بعنوان بازى در حقيقت بازى است زيرا كه بقائى از براي آن نباشد ودر اندك وقتي فاسد وباطل گردد پس بمنزلهء كارى است كه ببازى كرده شود ، و « علو » بكسر عين وضمّ آن وفتح آن وسكون لام وتخفيف واو بمعنى بلند است چنانكه ترجمه شده ، وبضمّ عين ولام وتشديد واو بمعنى بلندى است و « سفل » بكسر سين وضمّ آن بمعنى پست وپستى هر دو آمده ، وبنا بر اين ممكن است كه « علوّ » بتشديد خوانده شود وترجمه اين باشد كه :
بلندى آن پستى است ، ومراد اين است كه عزّت دنيا كه مجرّد در دنيا باشد وسبب تحصيل آخرتى نشود خوارى است ، وهمچنين بلند آن يا بلندى آن كه همين در دنيا باشد ومنشأ اثر خيرى از براي آخرت نشود پست است يا پستى است ، واين ظاهر است .