تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
يعنى تا اين كه هرگاه تمام شود عددي كه از براي آنها مقدّر شده اجل در رسد پس هر نفسي « 1 » را از عمر خود بايد دانست وبعبث ضايع نبايد كرد .

3435

انّ ذهاب الذّاهبين لعبرة للقوم المتخلّفين . بدرستى كه رفتن روندگان هر آينه پندى است از براي قوم بازماندگان يعنى بايد كه بهمين پند بگيرند ودانند كه دنيا را از براي كسى بقائى نباشد پس حريص بر آن نبايد بود وبقدر مقدور سعى از براي آخرت بايد نمود كه خانهء قرار ابدى واستقرار سرمدي است .

3436

انّ اللّه سبحانه يحبّ كلّ سمح اليدين حريز الّدين . بدرستى كه خدا - كه پاك است أو - دوست مىدارد هر دهنده دستهاى محكم دين را ، يعنى هر كه را دستهاى أو دهنده باشد ودين أو محكم باشد وخللى در آن نباشد .

3437

انّ اللّه سبحانه ليبغض الوقح المتجرّىء على المعاصي . بدرستى كه خدا - كه پاك است أو - دشمن مىدارد هر بىشرم دليرى كننده برگناهان را مراد به « بىشرمى » همان بىشرمى است كه از دليرى كردن برگناهان ظاهر مىشود .

3438

انّ اللّه سبحانه يحبّ المتعفّف الحيّى التّقّى الرّاضى . بدرستى كه خدا - كه پاك است أو - دوست مىدارد عفيف شرمناك پرهيزگار خشنود را ، مراد به « عفيف » چنانكه مكرّر مذكور شد كسى است كه خود را باز دارد از آنچه حلال نباشد وذكر « پرهيزگار » بعد از آن بمنزلهء تأكيد آن است ومراد به « خشنود » خشنود بقضاى حق تعالى است وراضى به آن چه بهره ونصيب أو كرده از ارزاق وغير آن .
هامش
( 1 ) سعدى نيز نيكو گفته است : « هر نفسي كه فرو مىرود ممدّ حياتست وچون بر مىآيد مفرّح ذات » .