3439
انّ أفضل الايمان انصاف الرّجل من نفسه .
بدرستى كه افزونتر ايمان انصاف نمودن مرد است از نفس خود ، « انصاف » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى عدل ودادگرى است ومراد اين است كه افزونتر اعمال كه از اجزاى أصل ايمان است يا از اجزاء يا شرايط ايمان كامل است انصاف نمودن مرد است با نفس خود وگرفتن حقّ ديگران از أو ، ورعايت خود نكردن در دعوئى كه ديگرى را بر أو باشد .
3440
انّ أفضل الجهاد مجاهدة الرّجل نفسه .
بدرستى كه افزونترين جهاد جنگ كردن مرد است با نفس خود يعنى جنگ كردن با نفس خود از براي داشتن أو بر طاعات ومنع از معاصي .
3441
انّ من العدل ان تنصف في الحكم وتجتنب الظّلم .
بدرستى كه از عدل است اين كه انصاف كنى در حكم واجتناب نمائى از ستم يعنى عدل همين نيست كه كسى خود ستم نكند بر ديگرى بلكه از جملهء عدل است نيز اين كه انصاف نمايد در حكم وظلم نكند در آن يعنى هر گاه حكم كند ميانهء دو كس هر دو برابر باشند در نظر أو وبهيچ وجه احدى را ترجيح ندهد بر ديگرى وستم نكند در حكم ميانهء ايشان بسبب ميل بيك طرف باعتبار دوستى با أو يا دشمنى باطرف ديگر ومانند آنها از أسباب .
3442
انّ أفضل العلم السّكينة والحلم .
بدرستى كه افزونترين علم آرام وبردبارى است يعنى علمي است كه با آنها باشد يا سبب آنها گردد ، ومراد به « آرام » نيز همان بردبارى است واين كه زود از جابر نيايد وخشم را فرو خورد .
3443
انّ القبح في الّظلم بقدر الحسن في العدل .
بدرستى كه زشتى در ستم باندازهء نيكوئيست در عدل ودادگرى ، يعنى چنانكه