تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
خوار وذليل باشد امّا بحسب آخرت سبب خوارى نباشد بلكه باعث بلندى مرتبه واجر وثواب گردد مگر اين كه صبر بر آن نكند وبسبب آن مرتكب نامشروعى گردد پس سبب خوارى آخرت نيز گردد ودر بعضي نسخه‌ها « 1 » « مذهلة » بجاى « مذلّة » است وبنا بر اين ترجمه اين است كه : آلت فراموشى نفس است يا غفلت آن ، يعنى فراموشى أمور ضروريّهء أخروي ودنيوي ، يا غفلت از آنها ، ومراد مذمّت درويش است از اين راه واشاره باين كه درويش را در بعضي تقصيرات بايد معذور داشت بسبب غلبهء فراموشى يا غفلت بر أو .

3429

انّ عمرك مهر سعادتك ان انفذته في طاعة ربّك . بدرستى كه عمر تو كابين نيكبختى تست اگر روان گردانى آن را در فرمانبردارى پروردگار خود ، مراد اين است كه عمرى كه در طاعت پروردگار روان شده باشد يعنى صرف شده باشد سبب نيكبختى صاحب آن گردد پس تشبيه شده نيكبختى بزنى كه بعقد أو در آيد آن همان عمرى باشد كه در طاعت صرف شده ، وممكن است كه « انفدته » بدال بي نقطه باشد وبنا بر اين ترجمه اين است كه : اگر فانى كنى آن را يعنى تمام كنى آن را وبانجام رسانى در طاعت پروردگار خود .

3430

انّ انفاسك اجزاء عمرك فلا تفنها الّا في طاعة تزلفك . بدرستى كه نفسهاى تو جزوهاى عمر تواند « 2 » پس فانى ونيست مكن آنها را مگر در طاعتي كه نزديك گرداند ترا يعنى بدرگاه حقّ تعالى .
هامش
( 1 ) عبارت و « در بعضي نسخه‌ها » ( تا آخر ) فقط در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار است ودر نسخهء أصل از آن اثرى نيست . ( 2 ) ملاى رومى در اين باب نيكو سروده :« زين جهان تا آن جهان بسيار نيست * در ميان جز يك نفس ديوار نيست »