نيز يعنى مسلمانان كامل چنين باشند يا بايد كه هر مسلمانى چنين باشد .
3416
انّ المؤمنين مشفقون .
بدرستى كه مؤمنان مشفقانند يعنى مهربانند با يكديگر وحريص بر اصلاح حال همگى ايشان ، ومراد اين است كه مؤمنان كامل چنيناند يا هر مؤمن بايد كه چنين باشد .
3417
انّ المؤمنين خائفون .
بدرستى كه مؤمنان ترسناكانند يعنى مىترسند از عصيان ونافرمانى حق تعالى يا هميشه خوف وترس اين دارند كه مبادا آنچه حقّ أطاعت است از ايشان بعمل نيامده باشد ورستگار نباشند وممكن است « 1 » كه مراد اين باشد كه مؤمنان بايد كه ترسناك باشند بيكى از دو وجه كه مذكور شد .
3418
انّ المؤمنين وجلون .
بدرستى كه مؤمنان ترسندگانند اين بعينه مضمون فقرهء سابق است وتغيير لفظي شده واگر هر دو را با هم فرموده باشند تأكيد است .
3419
انّ لسانك يقتضيك ما عوّدته .
بدرستى كه زبان تو تقاضا ميكند از تو آنچه را عادت فرمودهء آن را بآن ، پس اگر آن را بخوب عادت داده باشى هميشه طلب اين ميكند وباعث اين مىشود كه خوب بگوئى ، واگر بهرزه ودشنام ومانند آن عادت داده باشى پيوسته ترا بر آن دارد .
3420
انّ طباعك تدعوك إلى ما ألفته .
بدرستى كه خويها وخصلتهاى تو مىخوانند ترا بسوى آنچه الفت وانس گرفته باشى بآن پس آدمي بايد كه از ابتدأ ألفت وأنس گيرد بطاعات وعبادات وكارهاى خير
هامش
( 1 ) از عبارت « وممكن است ( تا آخر ) » فقط در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار است .