تا هميشه خويها وخصلتهاى أو أو را بر آنها دارند .
3421
انّ من العبادة لين الكلام وافشاء السّلام .
بدرستى كه از جملهء عبادت است نرمى كلام وپراكنده كردن سلام يعنى سلام بر مؤمنان كردن وابتدأ نمودن بآن هر چند سابقهء ربطى وآشنايئى ميانهء ايشان نباشد
3422
انّ الفحش والتّفحّش ليسا من خلائق الاسلام .
بدرستى كه فحش وتفحّش نيستند از خصلتهاى مسلمانى يعنى صاحب مسلمانى ، « فحش » بمعنى دشنام دادن است ، ومراد به « تفحّش » اين است كه خود را بر آن بدارد وبنا بر اين مراد به « فحش » اين است كه خصلت وخوى أو دشنام دادن باشد ، وبه « تفحّش » اين كه بالطّبع چنين نباشد وخود را بكلفت بر آن دارد ، وممكن است كه « تفحّش » بمعنى شنيدن دشنام باشد يعنى گوش انداختن بدشنامى كه كسى بكسى دهد ورغبت در آن وشاد شدن از آن ، يا مجرّد منع وزجر نكردن أو با وجود قدرت بر آن ، يا شنيدن دشنامى كه باو دهند يعنى بىباك بودن از آن واز كردن كارى كه سبب آن گردد ، يا منع وزجر نكردن أو از آن با وجود قدرت بر آن .
3423
انّ الحازم من لا يغترّ بالخدع .
بدرستى كه دورانديش كسى است كه فريب نخورد بفريبها يعنى فريب نخورد بفريبهائى كه مال وجاه ومانند آنها مردم را مىدهند وايشان را بر سركشى وطغيان وظلم وعدوان مىدارند .
3424
انّ العاقل لا ينخدع للطّمع « 1 » .
بدرستى كه عاقل فريب نمىخورد مر طمع را يعنى فريب نمىخورد از طمع
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار بجاى « للطّمع » : « بالطمع » ضبط شده است وترجمه چنين است : « فريب نخورد بطمع » .