آباد است باعتبار اين كه طبقهها بر روى يكديگرست وهمه آباد ومعمور ومحلّ أقامت وسكنى ، وهر يك در كمال آبادي ، وثمرات ونعمتهاى آن از شائبهء نقص وعيب معرّا ومبرّاست ، وممكن است غرض اين باشد كه زمين باطن آن ميّت است ، باعتبار اين كه علم ومعرفتي ندارد ، وظاهر آن سقيم است ، باعتبار اين كه طاعت وعبادتي از آن نيايد ، ومنشأ فعلى كه باعث شرافت وفضيلت آن گردد نگردد . پس هر كه چنين باشد كه باطن أو از علم ومعرفت خالى باشد وظاهر أو از طاعات وعبادات ، پس أو مانند زمين جمادى است ودر حقيقت داخل نوع انسان نيست ، واين معنى بفقرات بعد أوفق است چنانكه مخفى نيست .
3412
انّ البهائم همّها بطونها .
بدرستى كه بهائم يعنى چارپايان يا هر حيواني بىتميز وشعور انديشهء آنها شكم آنهاست يعنى انديشهء ديگر ندارند پس آدمي كه چنين باشد واهتمام أو همين بخوردن وآشاميدن باشد نه باكتساب فضائل وكمالات بمنزلهء بهائم است واز نوع انسان شمرده نشود .
3413
انّ السّباع همّها العدوان على غيرها .
بدرستى كه درندگان انديشهء آنها ستم بر غير آنهاست پس آدمي نيز كه قصد آن داشته باشد بمنزلهء آنهاست .
3414
انّ النّساء همّهنّ زينة الحياة الدّنيا والفساد فيها .
بدرستى كه زنان انديشهء ايشان آرايش زندگانى دنياست وفساد كردن در آن ، پس هر مردى كه شيوهء أو اين باشد در حقيقت داخل زنان است ومرد نباشد .
3415
انّ المسلمين « 1 » مستكينون .
بدرستى كه مسلمانان فروتنى كنندگانند يعنى بدرگاه حق تعالى وبا خلق
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار باضافهء « المؤمنين » بعد از « المسلمين » ودر معنى نيز « مؤمنين » را آورده است .