3388
انّ أزين الاخلاق الورع والعفاف .
بدرستى كه زيباترين خصلتها ورع است يعنى پرهيزگارى وعفاف يعنى باز ايستادن از حرام ، واين بمنزلهء تأكيد ورع است .
3389
انّ أدنى الرّياء شرك « 1 » .
بدرستى كه ادناى ريا شرك است ، « ريا » چنانكه مكرّر مذكور شد اين است كه كسى عبادتي را بكند از براي ديدن كسى خواه غرض محض آن باشد يا آن نيز منطور باشد ، ومراد به « ادناى آن » پائينترين مراتب آن است يعنى اندك ريائى شرك است يعنى بمنزلهء شريك قرار دادن است از براي خداى عزّ وجلّ ، زيرا كه در حقيقت كسى را كه ريا از براي أو كرده شريك كرده با حق تعالى در عبادت از براي أو .
3390
انّ ذكر الغيبة شرّ الافك .
بدرستى كه ياد غيبت يعنى ياد كسى ببدى در غايبانهء أو بدترين بهتانست يعنى هر چند راست باشد بمنزلهء بدترين بهتانست وعقاب آنرا دارد واين در صورتي است كه شرعا تجويز آن نشده باشد چنانكه مكرّر مذكور شد .
3391
انّ اعطاء هذا المال قنية وانّ امساكه فتنة .
بدرستى كه بخشيدن اين مال ذخيرة كرده شدهء است وبدرستى كه نگاهداشتن آن فتنهء است يعنى در معرض فتنه است كه بآن مال بر خورد وبصاحب آن در دنيا يا آخرت يا هر دو .
3392
انّ انفاق هذا المال في طاعة اللّه أعظم نعمة وانّ انفاقه في معاصيه أعظم محنة .
بدرستى كه خرج كردن اين مال در فرمانبردارى خدا بزرگتر نعمتي است ، وبدرستى كه صرف كردن آن در نافرمانيهاى أو بزرگتر محنتى است ، يعنى سبب
هامش
( 1 ) كذا منكّرا بخط الشارح ( ره ) ودر بعضي نسخ : « الشرك » .