احسان كرده باشد خدا بسوى أو وگشوده باشد بتوانائى دستهاى أو را يعنى حق تعالى أو را توسعه در مال داده باشد ، وظاهر است كه أو سزاوارتر است باحسان كردن يعنى « 1 » احسان كردن بر أو ضرورتر است از كسى كه توسعه نداشته باشد هر چند ثواب احسان أو بيشتر باشد باعتبار اين كه بر خود تنگ گرفته وديگرى را بر خود ترجيح داده .
3370
أولى النّاس بالانعام من كثرت نعم اللّه عليه .
سزاوارترين مردم بنعمت دادن بديگران كسى است كه بسيار باشد نعمتهاى خدا بر أو ، اين نيز مضمون فقرهء اوّل است واگر هر دو را با هم فرموده باشند تأكيد است ، وممكن است « 2 » كه اين فقره مخصوص كسى باشد كه مال بسيار داشته باشد وفقرهء اوّل شامل أو وغير أو باشد مثل كسى كه حقّ تعالى أو را جاه واعتباري داده باشد كه تواند بآسانى كارسازيها از براي مردم كند وحاجات ايشان را بر آورد پس أو سزاوارتر است باحسان كردن بمردم وضرورتر است بر أو آن از كسى كه آن جاه واعتبار نداشته باشد وبزحمت وتعب تواند كارسازى كند ، وممكن است كه هر دو فقره عامّ باشد وشامل همهء احسانها باشد .
3371
أحسن الكلام ما لا تمجّه الآذان ولا يتعب فهمه الافهام « 3 » .
بهترين سخن آن است كه نيندازد آنرا از دهن گوشها ، وبتعب نيندازد فهميدن آن فهمها را ، « از دهن انداختن گوشها آن را » كناية است از اين كه بر گوشها بد برخورد وقرار نگيرد در آنها ، پس گويا آن را ردّ كنند مثل كسى كه آبى يا شرابى از دهن بيرون ريزد ومراد به « تعب نينداختن فهمها » اين است كه فهميدن آن بر ذهنها دشوار نباشد وپيچيدگى وتعقيدى نداشته باشد .
هامش
( 1 ) از كلمهء ( يعنى ) تا ( ضرورتر است ) تنها در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار ضبط شده .
( 2 ) از عبارت « وممكن است » تا آخر تنها در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار ضبط شده .
( 3 ) در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار بجاى « الافهام » : « الأذهان » ضبط شده ودر ترجمه نيز بجاى « فهمها » : « ذهنها » ذكر شده است ، وآن نسخه بهتر است .