« حسنه » چيزى است كه از جنس حسنات باشد هر چند در حقيقت از أو حسنه نباشد ، يا مراد اين است كه هيچ حسنهء باو نفع ندهد باعتبار اين كه حسنه از أو صادر نتواند شد ، امّا جزء اوّل آن خالى از اشكالى نيست زيرا كه معروف ميانهء علماء اماميّه رضوان اللّه تعالى عليهم اينست كه گناهان كبيره وهمچنين اصرار بر صغيره كه : آن هم كبيره است هر چند از دوستداران ائمّهء أطهار عليهم صلوات اللّه الملك الجبّار باشد ضرر مىرساند وسبب استحقاق دخول جهنّم مىشود مگر اين كه توبه شود از آن ، وممكن است تأويل آن باين كه مراد به « ضرر » ضررى باشد كه باعث خلود در جهنّم باشد وبنا بر اين اشكالى در آن نيست زيرا كه دوست آن حضرت وساير ائمّهء كرام از أولاد عظام أو هر چند گنهكار باشد مخلّد در جهنّم نگردد وعذاب أو آخر منقطع گردد ، يا اين كه گوئيم كه : دوست حقيقي كسى است كه رعايت دوست خود كند وكارى را كه باعث خشم وغضب دوست خود باشد نكند وظاهر است كه آن حضرت از كردن گناهان خشمگين وغضبناك مىگردد پس كسى كه در حقيقت با أو دوست باشد ودوستى أو محض محبّت ظاهري نباشد مرتكب آنها نخواهد شد پس با وجود دوستى أو هيچ گناهى ضرر نرساند باعتبار اين كه از دوست حقيقي أو صادر نشود نه اين كه بر تقدير صدور ضرر نرساند ، وممكن است نيز كسى كه دوستى حقيقي با آن حضرت صلوات اللّه عليه داشته باشد آخر البتّه توفيق توبه بيابد واز آن راه گناهان أو محو شود يا بشفاعت آن حضرت عفو شود يا بجزاى دوستى أو عفو شود هر چند استحقاق دخول جهنّم باشد نهايت مؤمن بايد كه باين احتمالات تكيه نكند وبهيچ وجه دست از تقوى وپرهيزگارى بر ندارد ودر جملهء سؤالها كه بعضي از فضلا از بعضي از محقّقين علماى ما « 1 » كردهاند سؤالي از اين حديث شريف واشكال آن شده وأو در جواب نوشته كه : « اوّلا بايد ملاحظهء صحّت خبر كرد وبا وجود اين قرآن مجيد ناطق
هامش
( 1 ) در حاشيهء نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار چنين ضبط شده است : « شيخ محقّق زين الدّين طاب ثراه ، منه سلمه اللّه تعالى » .