وظاهر است كه دوستى ايشان بىدوستى حق تعالى أو رسول أو صلّى اللّه عليه وآله نمىشود وبا وجود اين شبههء نيست كه دوستى ايشان بهترين حسنات است ، زيرا كه بسبب آن دخول در بهشت وخلود در آن واجب مىشود هر چند بعد از قدرى زمان باشد كه در آن بسبب بعضي گناهان مستحقّ آتش شده باشد وظاهر است كه هيچ حسنهء بغير از آن سبب اين معنى نمىشود ، وهمچنين ظاهر است كه دشمنى ايشان لازم دارد دشمنى خدا ورسول را كه بزرگ گردانيدهاند ايشان را وامر كردهاند بدوستى ايشان واعتقاد بامامت وپيشوائى ايشان ، وبا وجود اين شبههء نيست كه آن بدترين بديهاست زيرا كه آن بدئى است كه سبب خلود جهنّم مىشود وهيچ بدئى چنين نباشد ودشمنى با خدا ورسول نيز اگر چه چنين باشد نهايت چون آنها نيز لازم دارند دشمنى با ايشان را ، پس از افراد دشمن با ايشانند وبدى ديگر نيستند كه مادّهء نقض توانند شد پس در اين كلام بهيچ وجه اشكالى نيست وامّا آنچه روايت شده از حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله كه فرموده :
حبّ علىّ حسنة لا تضرّ معها سيّئة وبغضه سيّئة لا تنفع معها حسنة .
دوستى على حسنه ايست كه ضرر نمىكند با آن هيچ گناهى ، ودشمنى أو گناهى است كه نفع نمىدهد با آن هيچ حسنهء ، پس پوشيده نيست كه در جزو دوّم آن اگر چه چندان اشكالى نيست زيرا كه ممكن است كه مراد اين باشد كه با وجود دشمنى آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه هيچ حسنه را نفعي معتدّ به نيست زيرا كه سبب خلود در جهنّم مىشود وهيچ حسنهء أو را از آن خلاصي نمىدهد وهرگاه خلاصي از جهنّم نيابد پس با وجود آن نفعي بر هيچ حسنهء مترتّب نشود مگر اين كه قدرى تخفيف در عذاب أو بدهند واين با وجود خلود در جهنّم چنان امرى نيست كه آدمي آن را نفعي شمارد پس گويا هيچ نفعي باو ندهد ، يا آنكه هيچ حسنهء أصلا باو نفع ندهد بنا بر اين كه شرط قبول هر حسنه دوستى با آن حضرت باشد يا عدم دشمنى با أو ، پس هرگاه كسى دشمن باشد با أو هيچ حسنهء از أو قبول نشود بنا بر عدم تحقّق شرط قبول آن ، وبنا بر اين مراد به
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 481
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٤٨١