تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
به على خلقه وهو العقل . دشمن‌ترين آفريدگان بسوى خداى - بلند مرتبه - نادانست زيرا كه خدا محروم كرده أو را ومنع كرده از أو آنچه را انعام كرده بآن يا منّت گذاشته بآن برخلق خود وآن عقل است ، مراد به « جاهل » بقرينهء آخر كلام اين است كه عقل وخرد نداشته باشد ، ومراد به « جاهل » بقرينهء آخر كلام اين است كه عقل وخرد نداشته باشد ، ومراد به « بودن أو دشمن‌ترين آفريدگان بسوى خداى تعالى » اين است كه حق تعالى را با أو عنايتى واهتمامى بشأن أو نباشد كه اگر مىداشت عقل وخرد كه أعظم نعمتهاست باو مىداد وأو را محروم نمىكرد از آن نه دشمنى كه سبب عذاب وعقاب أو گردد ، زيرا كه با عدم عقل وخرد أو را تقصيري نباشد ومؤاخذهء أو معقول نمىنمايد ، وممكن است كه مراد به « جاهل » ناداني باشد كه تحصيل دانش نكرده باشد با وجود قدرت بر آن وعدم قصور عقل وخرد أو ، ومراد به « عقل » دانش ودريافت باشد نه قوّتى كه آلت آن باشد ومراد به « محروم كردن خدا أو را » اين باشد كه أو را محروم كرده از آن بسبب تقصير أو وعدم سعى أو در تحصيل آن يا بسبب گناهى چند كه بسبب آنها مستحقّ اين شده كه حق تعالى باو علم ودانش ندهد وبنا بر اين دشمنى خدا با أو بر ظاهر آن محمول مىتواند شد ، وممكن است بنا بر اين معنى كه ضمير « لانّه » راجع بحقّ تعالى نباشد بلكه راجع بجاهل باشد ومعنى اين باشد كه : جاهل محروم كرده خود را از آنچه حق تعالى انعام كرده بآن يا منّت گذاشته بآن بر خلق خود پس دشمنى خدا با أو از اين راه است وبنا بر اين محتاج بتوجيهى نيست .

3360

اظلم النّاس من سنّ سنن الجور ومحاسنن « 1 » العدل .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « سنن » را بتثليث سين ضبط كرده وبر روى آن « معا » نوشته يعنى قرائت آن بفتح وكسر وضمّ سين درست است ، در منتهى الإرب گفته : « سنن الطريق مثلّثة وبضمّتين راه پيدا وگشاده وجهت آن وروش ، يقال : امض على سننك ، اى على وجهك ، واستقام على سنن واحد ويقال : تنحّ عن سنن الطريق » ومىتواند بود كه « سنن » در هر دو مورد جمع « سنّت » باشد واز قبيل « من سنّ سنة حسنة فله كذا ، أو سنّة سيّئة فله كذا » كه در روايات ديگر است بكار رفته باشد .