جانب نفس خود ، وعزيز شود بحقّ پس خوار نگرداند بر پاى داشتن آن را ونيكوئى عمل بآن را ، مراد به « خوارى كردن از براي حقّ » اين است كه از آن رونگرداند وتابع آن باشد ، ومراد به « بخشيدن حقّ از جانب نفس خود » اين است كه اگر در مقدّمهء كه نزاع باشد با أو وحق با ديگرى باشد انصاف دهد وتصديق كند بحقّيّت أو ووفا كند بحقّ أو ، و « عزيز شود بحقّ » يعنى خود را عزيز گرداند بسبب پيروى حقّ ، « پس خوار نگرداند » بيان طريق عزيز شدن بحقّ است يعنى عزيز شدن بحق باين نحو مىشود كه پيرو حق باشد وبر پاى دارد آن را ونيكوئى عمل بآن را چه هر كه چنين كند عزيز خواهد شد ، وممكن است كه معنى « عزّ بالحقّ » اين باشد كه عزيز گرداند حقّ را ، وبنا بر اين ظاهر است كه « خوار نگردانيدن ، تا آخر » بيان آن مىتواند بود .
3357
أفضل الفضائل صلة الهاجر وإيناس النّافر والاخذ بيد العاثر .
افزونترين افزونيها پيوند كردن با كسيست كه بريده باشد از اين كس ، وأنس دادن كسى كه رميده باشد از اين كس ، وگرفتن دست لغزيده است يعنى دستگيرى كردن كسى كه لغزيده باشد ودر مهلكه افتاده باشد وبرخيزاندن أو وخلاص كردن أو از آن مهلكه .
3358
أعظم الجهل معاداة القادر ومصادقة الفاجر والثّقة بالغادر .
بزرگترين ناداني دشمنى كردنست با توانا ، ودوستى كردنست با فاسق ، واعتماد كردن بر بي وفا ، مراد به « توانا » كسيست كه قادر باشد بر ايذاء وضرر رسانيدن باين كس .
3359
ابغض الخلائق إلى اللّه تعالى الجاهل
لأنّه حرمه « 1 » ما منّ
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار بجاى « حرمه مامّن به » : « حرمه أفضل مامّن به » ضبط شده است ودر ترجمه نيز كلمهء « افزونتر » پيش از ( آنچه ) زيادتر ذكر شده است .