تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
بكشى بآن رحمت را اينست كه در خاطر داشته باشى از براي همهء مردم رحم را .

3354

أفضل حظّ الرّجل عقله ، ان ذلّ اعزّه وان سقط رفعه وان ضلّ ارشده وان تكلّم سدّده . افزونتر بهرهء مرد عقل اوست ، اگر خوار شود عزيز گرداند أو را ، واگر بيفتد بلند گرداند أو را ، واگر گمراه شود براه راست آورد أو را ، واگر سخن گويد راست دارد أو را ، يعنى برترين بهره ونصيبي كه حقّ تعالى عطا كرده باشد بكسى عقل است كه باو داده ، زيرا كه اگر خوار شود عقل أو را عزيز كند يعنى از روى عقل كارى چند كند كه عزيز گردد ، وهمچنين اگر در مهلكهء افتد عقل أو را بر آورد از آن ، واگر گمراه شود عقل أو را براه راست آورد ، واگر سخن گويد عقل أو را راست دارد ونگذارد كه خطائى كند در آن ، وظاهر است كه هيچ نعمتي نيست كه مثل اين آثار بر آن مترتّب شود .

3355

اعقل النّاس من غلب جدّه هزله واستظهر على هواه بعقله . عاقلترين مردم كسى است كه غلبه كند جدّ أو بر بازى أو ، ويارى بجويد بر خواهش خود بعقل خود ، « جدّ » مقابل لهو وبازى است ، ومراد به « غلبه كردن جدّ بربازى » اين است كه مشغول شدن بكارى چند كه اهتمام به آنها دارد وبعنوان جدّ ميكند مانع شود أو را از مشغول شدن بلهو وبازى ، ومراد به « يارى جستن بر خواهش خود بعقل » اين است كه بعقل خود غلبه كند بر خواهش خود وتابع هوى وهوس نگردد وآن را مغلوب خود كند .

3356

اعقل النّاس من ذلّ للحقّ فأعطاه من نفسه وعزّ بالحقّ فلم يهن اقامته وحسن العمل به . عاقلترين مردم كسيست كه خوارى كند از براي حقّ پس ببخشد آن را از