3348
أبلغ ما تستمدّ « 1 » به النّعمة الشّكر وأعظم ما تمحّص به المحنة الصّبر .
رساترين چيزى كه مدد مىجويد بآن نعمت يعنى از براي بقاى خود يا زياد شدن خود شكر است ، يعنى شكر كردن كسى كه نعمت بار داده شده ، وبزرگترين آنچه كم مىشود بآن محنت ورنج صبر است ، زيرا كه با وجود صبر كم مىشود رنج وتعب قلق وجزع وغم واندوه شماتت مردم ، وأيضا صبر دفع ميكند يا كم ميكند ورود مصيبت ديگر را چنانكه مكرّر مذكور شد ، پس از آن راه نيز كم ميكند محنت را .
3349
احقّ النّاس بزيادة النّعمة اشكرهم لما اعطى منها .
سزاوارترين مردم بافزونى نعمت شكر كنندهترين ايشانست مر آن چيزى را كه عطا كرده شده از نعمت .
3350
اعقل الملوك من ساس نفسه للرّعيّة بما يسقط عنه حجّتها وساس الرّعيّة بما تثبت به حجّته عليها .
عاقلترين پادشاهان كسى است كه أدب كند وامر ونهى كند نفس خود را از براي رعيّت به آن چه ساقط شود از أو حجّت ايشان يعنى بر نحوى كه از براي ايشان حجّتى وجاى اعتراضى بر أو نماند ، وأدب كند وامر ونهى كند رعيّت را به آن چه ثابت شود بآن حجّت أو برايشان . وپوشيده نيست كه اين هر دو باين مىشود كه ستم نكند بر ايشان ودفع ستم ديگران از ايشان نمايد وتكبّر زياد نكند ، وبا هر كس بقدر رتبه وفراخور مرتبهء أو سلوك نمايد ، وبذل واحسان كند بر ايشان خصوصا فقرا ومساكين ايشان كه در حقيقت بمنزلهء عيال پادشاهانند ، وهمچنين جمعى كه از راه
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) آنرا بصيغهء معلوم ضبط كرده وطبق آن نيز ترجمه نموده است ،