تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤

3343

أحمق النّاس من انكر على غيره رذيلة وهو مقيم عليها . كم عقل‌ترين مردم كسى است كه انكار كند بر غير خود صفت پستى را يعنى قبيح شمارد آن را وبد داند ، وأو خود ايستاده باشد بر آن .

3344

أرجى النّاس صلاحا من إذا وقف على مساويه سارع إلى « 1 » التّحوّل عنها . اميدوارترين مردم از روى صلاح حال كسى است كه هرگاه آگاه شود بر بديهاى خود شتاب كند بسوى برگرديدن از آنها .

3345

انصف النّاس من انصف من نفسه من غير حاكم عليه . دادگرترين مردم كسى است كه داد بخواهد از نفس خود بىحكم كنندهء بر أو .

3346

أجور النّاس من عدّ جوره عدلا منه . ستم كننده‌ترين مردم كسى است كه بشمارد ستم خود را عدلى از خود .

3347

أولى النّاس بالاصطناع من إذا مطل صبر وإذا منع عذر وإذا اعطى شكر . سزاوارترين مردم باحسان باو كسى است كه هرگاه پس انداخته شود وعدهء كه باو شده صبر كند ، وهرگاه منع كرده شود وچيزى باو داده نشود معذور دارد ، وهرگاه عطا كرده شود شكر گويد .
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار كلمهء « إلى » ضبط نشده است ،
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 474 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)