ترين ايشان بآخرت كسى است كه عمل كننده باشد از براي آن ، « نيكبختتر بودن دوّم بآخرت » ظاهر است ، وامّا « نيكبختتر بودن اوّل بدنيا » باعتبار آنست كه ترك دنيا باعث خلاصي از بسيارى از غم واندوه ورنج وتعب مىشود واين كمال نيكبختى است در دنيا ، ويا باعتبار اين كه ترك دنيا وعدم رغبت در آن بالخاصه « 1 » باعث اين مىشود كه دنيا روآورد بصاحب آن پس نيكبخت گردد بآن .
3311
أفضل « 2 » المروءة الحياء وثمرته العفّة .
افزونترين مروّت يعنى مردى يا آدميّت شرم است وميوهء آن عفّت است يعنى بازداشتن از آنچه حلال نباشد چنانكه مكرّر مذكور شد .
3312
أفضل الذّخائر علم يعمل به ومعروف لا يمنّ به .
افزونترين ذخيرهها علمي است كه عمل كرده شود بآن ، واحسانى است كه منّت گذاشته نشود بآن .
3313
اعقل النّاس من لا يتجاوز الصّمت في عقوبة الجّهال .
عاقلترين مردم كسى است كه در نگذرد از خاموشى وعقاب نادانان يعنى در بازخواست وآزار ايشان هر گاه دشنامى دهند يا هرزه گويند اكتفا بهمين كند كه در جواب ايشان خاموش شود وسخن نگويد ، يا در أصل با ايشان سخن نگويد بجزاى ناداني ايشان .
3314
أفضل المروءة مواساة الاخوان بالأموال ومساواتهم في الأحوال .
افزونترين مروّت يعنى مردى يا آدميّت مواسات برادران است بأموال ،
و
هامش
( 1 ) در نسخهء أصل : « بالخاصيّة » .
( 2 ) در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار بجاى « أفضل » : « أصل » ضبط شده است وهمچنين بجاى « ثمرته » : « ثمرتها » نقل شده ، ليكن ترجمه يكى است .