تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
است ، چه ظاهر است كه هر كه قطع اميد از مردم كرد آنچه كند از طاعات وعبادات خالص باشد از براي خداى عزّ وجلّ وآميخته بغرضى ديگر نباشد .

3292

اوّل المروءة البشر ، وآخرها استدامة البرّ . اوّل مروّت شكفته روئى است وآخر آن دايم داشتن احسانست ، وپوشيده نيست كه اين موافق است با آنچه در فقرهء سابق مذكور شد كه « آخر آن دوستى كردن است بسوى مردمان » زيرا كه از براي دوستى كردن سببي عمده‌تر از دايم داشتن احسان نباشد .

3293

أقرب ما يكون الفرج عند تضايق الامر . نزديكترين بودن گشايش نزد تنگ شدن كار است يا معنى اين است كه نزديكترين آنچه ميباشد گشايش نزد آن هنگام تنگ شدن كار است ، وحاصل هر دو يكى است .

3294

امقت العباد إلى اللّه سبحانه من كان همّته « 1 » بطنه وفرجه . دشمن‌ترين بندگان بسوى خدا - كه پاك است أو - كسى است كه انديشهء أو شكم أو وفرج اوست يعنى اهتمام أو وفكر أو از براي آنهاست .

3295

أنعم النّاس عيشا من منحه اللّه سبحانه القناعة واصلح له زوجه . برفاهيت‌ترين مردم بحسب زندگانى كسى است كه عطا كرده است أو را خداى سبحانه قناعت را ، وسازگار گردانيده از براي أو جفت أو را .
هامش
( 1 ) در حاشيهء نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار « همّه » بعنوان نسخه بدل ضبط شده است وآن بهتر است .