3287
أهلك شيء استدامة الضّلال .
تباهتر چيزى دايم داشتن گمراهى است يعنى هميشه در گمراهى بودن وخود را براه راست نرسانيدن .
3288
ابعد النّاس سفرا من كان سفره في ابتغاء أخ صالح .
دورترين مردم بحسب سفر كسى است كه بوده باشد سفر أو در طلب نمودن برادر صالح يعنى درست راست ، غرض اينست كه چنين برادرى بسيار كم بهم مىرسد پس كسى كه سفر أو در طلب چنين برادرى باشد سفر أو دورترين سفرها باشد وديرتر از همه بمنزل مقصود رسد .
3289
أقرب النيّات بالنّجاح « 1 » أعودها بالصّلاح .
نزديكترين انديشهها بفيروزى برگردندهترين آنهاست بصلاح ودرستى يعنى هر گاه در باب مطلب مهمّى فكرها وانديشهها كنند كه نزديكتر باشد بفيروزى بآن مطلب وباعث اين شود كه آن مطلب زودتر بعمل آيد آن بصلاح وسداد نزديكتر باشد از انديشهء كه حصول مطلب بنا بر آن دورتر باشد وموقوف باشد بر مهلتى زياد هر چند آن انديشه بحسب ظاهر قويتر باشد ، زيرا كه در تأخير آفات است پس از آن راه آن انديشه ترجيح دارد .
3290
اوّل المروءة طلاقة الوجه وآخرها التّودّد إلى النّاس .
اوّل مروّت يعنى مردى يا آدميّت گشاده روئى است . وپايان آن دوستى كردن است بسوى مردمان .
3291
اوّل الاخلاص اليأس ممّا في أيدي النّاس .
اوّل اخلاص يعنى سر آن ومبدأ آن نوميدى است از آنچه در دستهاى مردم
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار بجاى « بالنجاح » : « من النجاح » ضبط شده وآن بهتر است