3276
أكيس الأكياس من مقت دنياه وقطع منها امله ومناه وصرف عنها طمعه ورجاه .
زيركترين زيركان كسى است كه دشمن دارد دنياي خود را يعنى دنيائى را كه داشته باشد يا اين را كه دنيا داشته باشد ، وببرد از دنيا اميد خود را وآرزوهاى خود را ، وبگرداند از آن طمع خود را وآرزوى خود را .
3277
أفضل المسلمين اسلاما من كان همّه لاخراه واعتدل خوفه ورجاه .
افزونترين مسلمانان بحسب مسلمانى كسى است كه بوده باشد همّ أو يعنى اندوه أو يا آنچه قصد آن ميكند از براي آخرت أو ، وبرابر باشد ترس أو واميد أو يعنى ترس أو از خداى عزّ وجلّ واميد أو باو ، واين معنى يعنى برابرى ترس واميد وعدم زيادتى يكى از آنها بر ديگرى در أحاديث ديگر نيز أمر بآن شده چنانكه قبل از اين نيز مذكور شد .
3278
أفضل المؤمنين ايمانا من كان للّه اخذه وعطاه وسخطه ورضاه .
افزونترين مؤمنان بحسب ايمان كسى است كه بوده باشد از براي خدا گرفتن أو ودادن أو وخشم أو وخشنودى أو ، مراد به « گرفتن » گرفتن چيزى است از كسى يا مؤاخذه كردن كسى وآزار كردن أو .
3279
أفضل من شاورت ذو التّجارب « 1 » وشرّ من قارنت ذو المعايب .
افزونترين كسى كه مشورت كنى با أو صاحب تجربهها است وبدترين كسى
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را اشتباها « تجارب » بضمّ راء ضبط كرده بصورت مصدر از باب تفاعل ، در صورتي كه مسلمّا تجارب است بكسر راء ( جمع « تجربه » ) چنانكه ترجمه كرده