تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦

3276

أكيس الأكياس من مقت دنياه وقطع منها امله ومناه وصرف عنها طمعه ورجاه . زيركترين زيركان كسى است كه دشمن دارد دنياي خود را يعنى دنيائى را كه داشته باشد يا اين را كه دنيا داشته باشد ، وببرد از دنيا اميد خود را وآرزوهاى خود را ، وبگرداند از آن طمع خود را وآرزوى خود را .

3277

أفضل المسلمين اسلاما من كان همّه لاخراه واعتدل خوفه ورجاه . افزونترين مسلمانان بحسب مسلمانى كسى است كه بوده باشد همّ أو يعنى اندوه أو يا آنچه قصد آن ميكند از براي آخرت أو ، وبرابر باشد ترس أو واميد أو يعنى ترس أو از خداى عزّ وجلّ واميد أو باو ، واين معنى يعنى برابرى ترس واميد وعدم زيادتى يكى از آنها بر ديگرى در أحاديث ديگر نيز أمر بآن شده چنانكه قبل از اين نيز مذكور شد .

3278

أفضل المؤمنين ايمانا من كان للّه اخذه وعطاه وسخطه ورضاه . افزونترين مؤمنان بحسب ايمان كسى است كه بوده باشد از براي خدا گرفتن أو ودادن أو وخشم أو وخشنودى أو ، مراد به « گرفتن » گرفتن چيزى است از كسى يا مؤاخذه كردن كسى وآزار كردن أو .

3279

أفضل من شاورت ذو التّجارب « 1 » وشرّ من قارنت ذو المعايب . افزونترين كسى كه مشورت كنى با أو صاحب تجربه‌ها است وبدترين كسى
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را اشتباها « تجارب » بضمّ راء ضبط كرده بصورت مصدر از باب تفاعل ، در صورتي كه مسلمّا تجارب است بكسر راء ( جمع « تجربه » ) چنانكه ترجمه كرده