ترجمه اين است كه : بيشتر بدى ، تا آخر .
3264
أصوب الرّمى القول المصيب .
درستتر انداختن سخن درست است يعنى هيچ انداختنى مثل انداختن تير ومانند آن درست نرود مثل سخن درست يعنى تأثير آن در جاى خود زيادة از هر انداختنى باشد .
3265
أعظم النّاس ذلّا الطّامع الحريص المريب .
بزرگترين مردم از روى خوارى طمع كنندهء حريص مريب است ، « مريب » يعنى حاصل كننده قلق واضطراب در خود بسبب طمع وحرص از براي سعى وطلب يا شكّ اندازنده يعنى بشكّ اندازندهء مردم وبگمان اندازندهء ايشان خوبى حرص وسعى بليغ را ، يا بشكّ اندازندهء ايشان در هر باب كه شكّ در آن خوب نباشد وبنا بر اين صفت ذميمهء ديگر خواهد بود غير سابق .
3266
أعظم الذّنوب ذنب اصرّ عليه صاحبه .
بزرگترين گناهان گناهى است كه اصرار كند بر آن صاحب آن ، زيرا كه « صغيره » با اصرار « كبيره » گردد پس كبيره را بايد بر آن قياس كرد و « اصرار » چنانكه مكرّر مذكور شد مكرّر كردن گناه است يا كردن آن وقصد عود بآن هر چند هنوز نكرده باشد .
3267
أسعد النّاس بالخير العامل به .
فيروزمندترين مردم بخير كسى است كه عمل كننده بآن باشد .
3268
اقلّ ما يجب للمنعم ان لا يعصى بنعمته .
كمترين آنچه البتّه مى بايد بجا آورد از براي نعمت دهنده اين است كه عصيان كرده نشود در برابر نعمت أو ، وممكن است كه معنى اين باشد كه عصيان كرده