تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
نشود بهمان نعمت أو يعنى آن نعمت در عصيان أو صرف نشود ، وظاهر اين است كه مراد بنعمت دهنده در اينجا حق تعالى باشد كه منعم حقيقي همين اوست وممكن است كه شامل هر نعمت دهنده باشد .

3269

اعدى عدوّ للمرء غضبه وشهوته ، فمن ملكهما علت درجته وبلغ غايته . دشمن‌ترين دشمنى از براي مردم خشم أو وخواهش اوست ، پس هر كه مالك شود آنها را يعنى مسلّط شود بر آنها بلند شود پايهء أو وبرسد بپايان خود ، يعنى بپايان مطلب ومقصد خود يا بأعلى مراتب فضل وافزونى كه از براي أو ميسّر باشد ، وحاصل هر دو يكى است .

3270

اوّل الهوى فتنة وآخره محنة . اوّل هوى وهوس فتنه است يعنى گرفتار شدن بآرزوها وخوش آمدن آنها اين كس را ودربند آنها افتادن ، وآخر آن محنت است يعنى رنج وتعب كه از براي تحصيل آنها بايد كشيد ، يا رنج وتعب عقاب وعذاب كه بر آنها مترتّب گردد .

3271

أفضل الشّيم السّخاء والعفّة والسّكينة . افزونترين خصلتها سخاوت است وپرهيزگارى وآرميدگى يعنى بردبارى واز جا در نيامدن بسبب خشم ومانند آن يا طمأنينه وآرام در كارها خصوصا طاعات وعبادات .

3272

احقّ النّاس ان يحذر السّلطان الجائر والعدوّ القادر والصّديق الغادر . سزاوارترين مردم باين كه حذر كرده شود از أو پادشاه ستم كننده است ، ودشمن قادر يعنى قادر بر رسانيدن ضرر واذيّت باين كس ، ودوست بىوفا .