3205
أفضل ما منّ اللّه سبحانه به على عباده علم وعقل وملك وعدل .
افزونترين آنچه انعام كرده خدا - كه پاك است أو - بآن بر بندگان خود علم است وعقل وپادشاهى وعدل يعنى دادگرى بقرينهء « 1 » همراهى با پادشاهى يا عدالت بمعنى مقابل فسق « 2 » .
3206
اجلّ الملوك من ملك نفسه وبسط العدل .
بزرگترين پادشاهان كسيست كه مالك باشد نفس خود را ، وپهن كند عدل را ، يعنى مسلّط باشد بر نفس خود ، وبازدارد آن را از ستم وغير آن از معاصي وگناهان ، وپهن كند ميانهء رعيّت خود عدل ودادگرى را .
3207
أدين النّاس من لم تفسد الشّهوة دينه .
ديندارترين مردم كسيست كه تباه نكرده باشد خواهش دين أو را .
3208
اعلم النّاس من لم يزل الشّكّ يقينه .
داناترين مردم كسى است كه زايل نكرده باشد شكّ يقين أو را ، يعنى علم أو بعنوان يقين باشد واز روى دليل وبرهاني كه ديگر شكّ را راهى نباشد بآن وبزايل كردن آن .
3209
احقّ النّاس بالزّهادة من عرف نقص الدّنيا .
سزاوارترين مردم بترك دنيا وبىرغبتى بآن كسى است كه بشناخت كمي دنيا را يعنى كمي قدر وقيمت آن را .
هامش
( 1 ) از كلمهء « بقرينهء » ( تا آخر ) تنها در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار ضبط شده است .
( 2 ) در حاشيهء نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار عبارت ذيل نيز ضبط شده « وبنا بر اين ممكن است مراد پادشاهى با عدل باشد نه هر يك از پادشاهى وعدل ( منه سلّمه اللّه تعالى ) » .