تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

3180

أكثر النّاس ضعة من تعاظم في نفسه . بيشترين مردم بحسب خوار نمودن خود كسيست كه بزرگ نمايد در نفس خود يعنى خود را بزرگ داند .

3181

أغلب النّاس من غلب هواه بعلمه . غالبترين مردم كسيست كه غلبه كرده باشد بر خواهش خود بدانائى خود .

3182

أقوى النّاس من قوى على غضبه بحلمه . تواناترين مردم كسيست كه استوار باشد بر خشم خود ببردبارى خود .

3183

أفضل الحلم كظم الغيظ وملك النّفس مع القدرة . افزونترين بردبارى فرو خوردن خشم است ومالك بودن نفس خود با وجود قدرت يعنى قدرت بر تلافى وانتقام .

3184

أحسن العفو ما كان عن قدرة . نيكوترين در گذشتن آنست كه بوده باشد از روى قدرت يعنى با وجود قدرت بر تلافى وانتقام .

3185

أفضل الجود ما كان عن عسرة . افزونترين بخشش آنست كه بوده باشد از سختى يعنى با وجود سختى وپريشانى دهنده .

3186

اعدل النّاس من انصف من ظلمه . دادگرترين مردم كسيست كه انصاف آورد ودادگرى نمايد از ستمى كه خود كرده باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) پوشيده نماند كه شارح ( ره ) در اينجا اشتباه كرده توضيح آنكه « من ظلمه » موصول وصله است نه جارّ ومجرور ، پس معنى اين است كه : عادل‌ترين مردم كسى است كه كه انصاف دهد وعدالت كند كسى را كه نسبت باو ستم كرده است يعنى با ظالم خود معاملهء كسى را كند كه نسبت باو عدالت كرده است چنانكه با مقابلهء آن با « من انصفه » كه در عبارت آينده است اين مدعا واضحتر مىشود .