3153
أفضل الجود ايصال الحقوق إلى أهلها .
افزونترين جود رسانيدن حقّهاست بأهل آنها يعنى اداى حقوق مردم خواه حقوقى باشد كه از خصوص ايشان مشغول الذّمّه باشد وخواه حقوقى باشد كه حق تعالى از براي ديگران قرار داده باشد مثل زكاة وخمس ، و « بودن اداى حقوق أفضل از بخششهاى تبرّعى » ظاهر است ، زيرا كه ترك آنها باعث عذاب وعقاب مىشود بخلاف ترك اينها .
3154
أقبح البخل منع الأموال من مستحقّها .
زشتترين بخيلى منع مالهاست از مستحقّ آنها ، چنانكه از شرح فقرهء سابق ظاهر شد .
3155
أفضل المروءة استقبال « 1 » الرّجل ماء وجهه .
افزونترين مروّت يعنى مردى يا آدميّت رو آوردن مرد است بآبروى خود ، يعنى متوجّه آن بودن ونگاهداشتن آن ونريختن آن نزد كسى .
3156
اشقى النّاس من باع دينه بدنيا غيره .
بدبختترين مردم كسى است كه بفروشد دين خود را بدنياي ديگرى يعنى بدنيا از براي ديگرى .
3157
اعلم النّاس باللّه أكثرهم خشية له .
داناترين مردم بخدا بيشترين ايشان است از روى ترس از أو ، يعنى كسى است كه ترس أو از خدا بيشتر باشد .
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار « استبقاء » وچنين معنى كرده : « باقي داشتن مرد است آبروى خود را » وگويا در نهج البلاغة نيز مطابق نسخهء كتابخانهء سپهسالار نقل شده است ، فراجع ان شئت .