3135
أفضل الّطاعات العزوف عن اللّذّات .
افزونترين طاعتها بر گرديدن از لذّتها وبىرغبتى در آنهاست يعنى لذّتهائى كه حلال نباشد .
3136
ازرى بنفسه من استشعر الّطمع .
عيب دار كرده نفس خود را كسى كه جامهء تن خود ساخته باشد طمع را .
3137
افسد دينه من تعرّى عن الورع .
تباه كرده دين خود را كسى كه برهنه شده از پرهيزگارى . وپوشيده نيست كه [ أفسد ] در اينجا « أفعل تفضيل » نيست بلكه فعل ماضي است پس ذكر اين فقره در اين باب مناسب نيست مگر اين كه مراد به « أفعل » در عنوان باب أعمّ از « أفعل تفضيل » و « أفعل فعل ماضي » باشد ومراد بألف تعظيم خصوص الف افعل تعظيم نباشد بلكه هر الفي باشد كه دلالت بر مبالغه وزيادتى كند پس شامل همزهء باب افعال نيز باشد باعتبار اين كه از براي مبالغه مىآيد .
3138
ادمان تحمّل المغارم يوجب الجلالة .
پيوسته داشتن برداشتن تاوانها موجب جلالت وبزرگى است ، مراد به « تاوانها » چيزى چند است كه اداى آنها بر مردم لازم باشد مثل قروض واخراجات أهل وعيال ومانند آنها ، ومراد اينست كه پيوسته برداشتن اين قسم بارهاى مردم وبرگردن خود گرفتن آنها باعث جلالت وبزرگى گردد در دنيا بلكه در آخرت نيز هرگاه بموقع باشد واز ممرّ حلال صرف كند در آنها ، وپوشيده نيست كه ذكر اين فقره نيز در اين باب مناسب نيست مگر اين كه مراد به « الف تعظيم » شامل همزهء باب افعال نيز باشد چنانكه در فقرهء سابق مذكور شد ، ومراد به « وزن افعل » اعمّ از وزن آن يا وزن مصدر آن باشد .