3130
اعلم النّاس باللّه ارضاهم بقضائه .
داناترين مردم بخدا خشنودترين ايشانست بتقدير وقضاى أو ، زيرا كه هر كه داناتر باشد بخدا عدل أو بر أو ظاهرتر باشد پس بهتر داند كه تمامى تقدير وقضاى أو بر وفق مصلحت است ويكسر موحيف وجورى نشده در آنها ، وهر مصيبتى كه باين كس رسد يا ظلمي كه بر أو شود تدارك وتلافى آن بر بهتر وجهي خواهد شد پس خشنودترين مردم باشد بتقدير وقضاى پروردگار .
3131
أعظم الذّنوب عند اللّه ذنب اصرّ عليه عامله .
بزرگترين گناهان نزد خدا گناهيست كه اصرار كند بر آن كنندهء آن ، ومراد به « اصرار » چنانكه مكرّر مذكور شد اين است كه مكرّر كند آن را يا يك بار بكند آن را وباز قصد كردن آن داشته باشد هر چند هنوز مكرّر نشده باشد .
3132
اوّل اللّهو لعب « 1 » وآخرة حرب .
اوّل بازى بازى است وآخر آن جنگ است ، يعنى بسيارست كه بجنگ مىكشد چنانكه گفتهاند : « باد باران آورد بازيچه جنگ » .
3133
اوّل الشّهوة طرب وآخرها عطب .
اوّل خواهش يعنى خواهشى كه حلال نباشد شادى است وآخر آن هلاكت است يعنى هلاكت در آخرت .
3134
أفضل الورع تجنّب الشّهوات .
افزونترين پرهيزگارى دورى گزيدن از خواهشهاست ، زيرا كه كسى كه راه هوا وهوس بخود ندهد كم است كه در حرامى افتد .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) بر روى عين « لعب » جزم وبزير آن نيز كسره گذاشته وبر روى كلمه « معا » نوشته يعنى قرائت آن بهر دو وجه صحيح است .